عاشورا دهمین روز از ماه محرم می باشد که در این روز امام حسین علیه السلام به شهادرت رسیدند همچنین در روز عاشورا همه ساله مسلمانان سوگواری می کنند. اشعار زیادی درباره عاشورا سروده است که هر یک از این شعرها دارای مضامینی پرمحتوا می باشند.
شعر درباره عاشورا با مضامین زیبا و دلنشین
شعر در مورد محرم و شعر در مورد امام حسین و شعر در مورد عاشورا از انواع اشعار دلنشین و ناب هستند که در وصف ماه محرم سروده شده اند و اگر شما به مطالعه اشعار مذهبی علاقه مند هستید بهتر است این شعارهای پرمحتوا را مطالعه کنید.

شعر در مورد عاشورا
آن روز ز دشت کربلا خون بارید
از ابر سیاه نینوا خون بارید
آن لحظه که شد شهید فرزند رسول
از زخم دل ستاره ها خون بارید
********
باز عاشوراییان پیدا شدند
باز هم سوداییان شیدا شدند
اربعین غصه های گل کجاست
اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد
اربعین، فریاد احساست چه شد
********
بتاب ای مه که زینب دل غمین است
پریشان دل ز مرگ شاه دین استبتاب ای مه رقیه دل کباب است
ز مرگ باب خود در پیچ و تاب استبتاب ای مه تو بر گلهای زهرا
که پرپر گشته در این دشت و صحرابتاب ای مه که اندر پای گلها
فتاده باغبان از جور اعدابتاب ای مه که اندر شور و شینم
پریشان دل من از مرگ حسینمبتاب ای مه که بینم کودکانم
سرشک غم رود از دیدگانمخداحافظ حسین با وفایم
که من عازم سوی شام بلایمتویی در کربلا بی یار و تنها
من اندر شام غم بی آشنایمبروی نی سرت از کوفه و شام
بود هم مونس و هم رهنمایمترا امشب نگهبان ساربان است
من اندر کوفه در بند بلایم

اشعار زیبا در مورد عاشورا
رنگ عالم شد سیاه
درجهان عاطفه پیراهن غم شد سیاه
تکیه تکیه یاحسین
درغمت پیراهن این شهر کم کم شد سیاه
چونکه بالاتر نداشت
درمیان ماه ها ماه محرم شد سیاه
در مِنا امسال آه
علقمه شد روسپید و روی زمزم شد سیاه
جلد مانند لباس
بر اَمالی و لهوف و بر مُقرّم شد سیاه
پوست درسینه زنی
سرخ شد، شد نیلگون و آخرش هم شد سیاه
بین این رنگین کمان
دل سپید و چشم سرخ و رنگ پرچم شد سیاه
برتن مسلم هم آه
رد تیر و تیغ ها قدر مُسلّم شد سیاه
********
حسین بن علی راظهر عاشورا
به مقتل ذکر جانپرور نماز است
بـــه زیر تیر باران بست قامت
کـه از جان نیز بالاتر نماز است
********
حاجیان جمع اند دور هم همه
پس کجا رفته حسـین فاطمه
حاجـیان رفتند یکـسر درمنا
پس چرا اورفته سوی کربـلا
او بجای موی سر ،سـر میدهد
قاسـم و عـباس و اکبر میدهد
سعی حـج او صفا باخنجر است
مروه اش قبر علـی اصغر است

شعر دلنشین درباره عاشورا
یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند
********
امشب شهادت نامه ی عشاق، امضا میشود
فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا میشودامشب کنار یکدگر،بنشسته آل مصطفی
فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا میشودامشب بود برپا اگر، این خیمه ی ثاراللهی
فردا به دست دشمنان، برکنده از جا میشودامشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامان، زین دشت بر پا میشودامشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
فردا خدایا بسترش، آغوش صحرا میشودامشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده اند
فردا به زیر خارها، گمگشته پیدا میشودامشب رقیه حلقه ء زرین اگر دارد به گوش
فردا دریغ این گوشوار از گوش او وا میشودامشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان
فردا کنار علقمه، بی دست سقّا میشودامشب که قاسم، زینت گلزار آل مصطفاست
فردا ز مرکب، سرنگون، این سرو رعنا میشودامشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را
فردا عزیز فاطمه، بی یار و تنها میشودامشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین
فردا به دست ساربان، این حلقه یغما میشودامشب سر سِرّ خدا بر دامن زینب بود
فردا انیس خولی و دیر نصاری میشودترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد “حسان”
فردا اسارت نامه ی زینب چو اجرا میشود

شعر درباره عاشورا با مضامین دلنشین و ناب
خدا کند نرود امشب و سحر نشود
که روز ما زشب تار تیره تر نشودچه فتنه ها که به دنبال این سحر نبود
خدا کند نرود امشب و سحر نشودخدا کند که بــه حشر انتها شود امشب
که حشر واقعه کربلا دگر نشودشب اسارت پرده نشین خاص خداست
چه می شود که اگر صبح پرده در نشودشب شهادت نوباوگان فاطمه است
خدا کند که سحر گاه جلوه گر نشودخدا کند نرود امشب و نیاید صبح
که داغ زینب مظلومه تازه تر نشودخدا کند نشود صبح باز تا زینب
زداغ مرگ دو فرزند خون جگر نشودخدا کند نشود صبح این شب عاشور
که یادگار حسن را کفن ببر نشودخدا کند نشود صبح تا گلوی علی
نشان تیر دستم در کف پدر نشودخدا کندکه فتد تیر حرمله از کار
ویا هرانچه زند تیر کارگر نشودشب وداع علی اکبر است با لیلی
وداع مادر و فرزند مختصر نشودگمان به مردن لیلی بود زداغ علی
خدا کند که زداغ پسر خبر نشودخدا کند نشود صبح تا به دشت بلا
به خاک و خون تن عباس غوطه ور نشودسر حسین ز پیکر جدا شود فردا
خوش است ظلمت امشب بگو بسر نشودخدا کند ندمد صبح تا که فردا شب
خیام ال علی طعمه شرر نشودولی اگر نبود آب خون این شهدا
نهال دین خداوند بارور نشودقیام حق به قیام حسین پیوند است
قیام حق نشود این قیام اگر نشودفراق کربلامی کشد مؤید را
مگر جوار پدر قسمت پسر نشود
********
بعد من کار تو خواهر سخت است
دیدن داغ برادر سخت استآخرین لحظه به هنگام وداع
آه بوسیدن دختر سخت استبوسۀ زیر گلو قبل وداع
بعد از آن بوسه حنجر سخت استدیدن گریۀ یک طفل صغیر
پیشِ گهوارۀ اصغر سخت استخواهرم روز دگر وقت سفر
دیدن پیکر بی سر سخت استمعجر خود گِره محکم بزنید
حملۀ دشمن کافر سخت استبی علمدار شدن در صف جنگ
غصۀ میر دلاور سخت استبه اسیریِ تو و کشتنِ من
خندۀ این همه لشگر سخت استمضطرب بر سَرِ تلّی از خاک
دیدن نیزه و خنجر سخت استپیش چشم نگرانت، دعوا
بر سر پیکر پرپر سخت استبعد من خیمه که غارت بشود
غربت آل پیمبر سخت استپیش چشم همۀ اهل حرم
غارت چادر مادر سخت استکعب نی خوردن تو جای همه
دیدن زخم مکرر سخت استپشت دروازه در آن مرکز کفر
خطبۀ دختر حیدر سخت است

در این مطلب گلچینی از شعر درباره عاشورا با ابیات زیبا را پیش رو داشتید که امیدواریم این اشعار ناب مورد توجه شما همراهان عزیز و گرامی قرار گرفته باشند.
منبع : آرگا





















