دسته ها
یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰

انشا درباره عید نوروز با متن های ساده و روان

  • ندا خوشرو
  • ۳ فروردین ۱۴۰۰
  • ۰

عید نوروز جشن بزرگ ایرانی ها است و همه قوم های ایرانی فرا رسیدن این عید بزرگ و فرخنده را جشن می گیرند. انشا درباره عید نوروز از انواع موضوعات رایجی است که دانش آموزان در طول تحصیل خود آن را نوشته اند و اگر به شما نیز چنین موضوعی برای نوشتن انشا داده شده است می توانید انشاهایی که در مورد عید نوشته شده اند را مطالعه نمایید سپس خلاصه ای از آن ها را روی کاغذ بیاورید.

انشا درباره عید نوروز با بیانی ساده و ادبی

موضوعات زیادی برای نوشتن انشا وجود دارد و اگر شما تمایل دارید به راحتی در مورد موضوعات مختلف انشا بنویسید بهتر است تمرین و تکرار زیادی داشته باشید. انشا در مورد دریا و انشا در مورد گل و انشا درباره بهار را مطالب قبلی مطالعه کردید در ادامه انشا درباره عید نوروز را پیش رو خواهید داشت.

انشا در مورد عید نوروز

انشا زیبا درباره عید نوروز

جشن نوروز سپاس آغاز سالی نو است.
به اعتقاد ایرانیان باستان نوروز اولین روز از زمانه و آغاز حیات است.
اندیشه ایرانی نوروز را آغاز زندگی می‌داند و شروع هر پدیده مهمی را به این روز منسوب می‌دارد.
ایرانیان هر آغازی را جشن می‌گیرند و نوروز بزرگ‌ترین آغاز و بزرگ ترین‌جشن، با اصیل‌ترین سنت‌ها و مراسم جاودانه است.
از یکی دو ماه به عید نوروز مانده مردم به بازار می‌روند و لباس عید می‌خرند.
در گذشته مردم پارچه‌هایی به رنگ روشن را خریداری می‌کردند و در روزی خوش یمن لباس می‌دوختند.
پختن نان شیرین از جمله کار‌هایی بود که حتماً باید قبل از عید نوروز و برای عید انجام می‌گرفت.
قبل از عید نوروز کار‌هایی برای پیشواز انجام می‌شد.
مثلاً سبز کردن گندم پانزده روز مانده به عید نوروز در خانه‌ها صورت می‌گیرد.
یکی دو هفته پیش از عید نوروز خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می‌گیرد و اثاثیه را جابه جا می‌کنند و گردگیری می‌کنند و دوباره آن‌ها را می‌چینند که این کار شگون دارد.
در مرحله بعد پهن کردن سفره هفت‌سین است. ایرانیان برای تحویل سال در یکی از اطاق‌های بزرگ خانه سفره می‌اندازند.
پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می‌گذارند و بعد هفت سین را می‌گذارند.
هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزه و علاوه بر هفت سین شمع و آینه و تخم مرغ بر سر سفره گذاشته می‌شود.
همچنین تخم مرغ‌ها را رنگ می‌کنند، به این صورت که آن‌ها را آب پز می‌کنند و سپس رنگ‌های شاد بر روی آن‌ها می‌زنند.
به این ترتیب یک سفره هفت‌سین زیبا و عید نوروز رنگی و شاد خواهند داشت.
از این انشا نتیجه می‌گیریم که لازم است به عید نوروز توجه داشته باشیم چراکه میراث فرهنگی نیاکان ماست.

  •  قاصدک 24
  • کالا چیو

انشا زیبا در مورد عید نوروز

انشا ساده در مورد عید نوروز

 هر سال نزدیک نوروز حال و هوای دوستان و اطرافیان عوض میشود و به خاطر خانه تکانی و آماده شدن برای نوروز جنب و جوش زیادی دارند و در خیابان مردم را میبینیم که با کیسه های خرید عید به سمت خانه در حرکت اند و یا ویترین مغازه ها را تماشا میکنن و معمولا خانواده های کوچک بصورت دسته جمعی به خرید می روند و پدر دست بچه ها را می گیرد و با هم حرکت میکنند که صحنه های زیبایی است. نزدیک سال تحویل همه لباس های نو به تن میکنیم و برای فرارسیدن سال نو لحظه شماری میکنیم و در آخرین دقایق همراه خانواده در کنار سفره هفت سین می نشینیم و پدر معمولا قرآن میخواند و همه سعی دارند ثانیه های شروع سال را در حال ذکر و دعا باشند. وقتی که سال تحویل می شود روبوسی میکنیم و سال نو را به همدیگر تبریک میگوییم و لحظات شادی به وجود می آید. در تعطیلات به دیدن فامیل و دوستان می رویم و معمولا کوچک تر ها اول به دیدن بزرگتر ها می روند و بعد از آن بزرگتر ها در فرصت مناسب به بازدید کوچک تر ها میروند و این رسم خیلی خوب است ٬ چون هم دید و بازدید انجام می شود و هم آداب و رسوم احترام به بزرگترها زنده نگه داشته می شود. در نوروز همه بوی تازگی می دهند و مخصوصا پسر بچه ها خیلی مواظب اند که شلوار و لباس عیدشان کثیف و خاکی نشود. ما باید در تعطیلات به مرور درسهایی که در طول سال خوانده ایم بپردازیم چون ممکن است این تعطیلات باعث شود آنها را فراموش کنیم. با این کار برای امتحانات آخر سال هم آماده می شویم و تابستان خوبی خواهیم داشت. ما خیلی تعطیلات نوروز را دوست داریم برای اینکه معمولا از بزرگ تر ها عیدی میگیریم و پسر عمو و پسر خاله و پسر دایی و پسر عمه هایمان را بیشتر میبینیم. بعضی ها در نوروز به مسافرت می روند که این کار خیلی خوب است ولی باید مواظب باشیم در هنگام رانندگی تند نرویم و سرعت مناسب داشته باشیم چون ممکن است تصادف بشود و اتفاقی برای ما و دیگران بیفتد و تعطیلاتمان خراب شود. در روز سیزده به در به طبیعت می رویم و روز خوبی را میگذرانیم ٬ من همیشه دوست دارم روز بعد از سیزده به در هم تعطیل باشد تا بتوانم برای رفتن به مدرسه آماده شوم. ما نباید در این روز طبیعت را آلوده کنیم و شاخه های درختان را بشکنیم و یا آتش بزنیم. وقتی تعطیلات تمام میشود٬ باز هم باید به مدرسه برویم و درس بخوانیم تا بتوانیم در آخر سال نمره های خوبی بگیریم و در آینده شغل مناسبی داشته باشیم.

انشا جالب در مورد عید نوروز

انشا پرمحتوا در مورد عید نوروز

 صبح می شود وقت آن است که خورشید دست از دامن طبیعت بردارد و به گیسوی سحر آویزد. شب کم کم دامن خود را از کوچه ها جمع می کند. زمستان مدت ها پیش از این صحرا رفت اما انگار رد پایش بر آسمان باقی مانده است که اکنون آسمان این گونه زنگار گرفته است…

وقت آن است که کم کم بهار از راه برسد، درختان در خود فرو رفته اند، وقت آن است که سر را بالا آورند و به بهار سلام گویند و از طراوت آن بهره گیرند.

وقت آن است که پروانه چمن از پیله درآید و در نفس باد صبا سینه بگشاید، وقت آن است که شادی در رگ های دشت سوسو زند … وقت آن است که روزی از نو آغاز شود، امروز بهار وارد صحرا می شود و بر درختان شکوفه سپیدی و پاکی می کارد و از درختان لخت دشت عروسی زیبا می سازد.

لکه ی سرخ غروب از گوشه ی آسمان پاک می شود که خورشید از پشت کوه سر بالا می آورد و به بهار زیبا خوش آمد می گوید … در جنگل غوغایی برپاست نمی دانم چرا درختان از خواب زمستانی بیدار شده و با هم زمزمه کنان حرف می زنند گویا خندان تر و شادتر از همیشه اند آسمان از سر شوق می گرید انگار درختان دست هایشان را برای گرفتن دانه های بازیگوش باران که از گونه ی آسمان می چکد در هوا نگه داشته اند چه هوایی است بوی عجیب و مست کننده ای مشامم را قلقلک می دهد و مرا به بازی می گیرد، نمی دانم از کجاست ولی انگار با من قایم باشک بازی می کند و خودش را به من نشان نمی دهد، نگاهم به خطی مشکی در آسمان می افتد نزدیکتر می شود فکر کنم دسته ای پرستو در آسمان پرواز می کنند، دستم را در هوا برایشان تکان می دهم و به راهی که چون خطی خمیده و پرپیچ و خم در قلب جنگل کشیده شده به کنار رودخانه می رسم که بچه های شیطان آب بازی می کنند ،صدای شادی شان در جنگل پیچیده و خروشان فریاد می زنند، صدای چهچهه بلبلان گوشم را نوازش می دهد، کم کم شب از راه می رسد و آسمان گیسوی سیاه زیبایش را با پنس هایی از جنس ستاره و چل چراغی از جنس ماه به من نشان می دهد ،امشب آسمان مهتابی است چهره ی ماه را به تمامی می نگرم ولی نمی توانم سخنانش را بشنوم فقط شادی و سرور را در نگاهش می خوانم اینک صدای پای عابری خسته را می شنوم صدایی آشنا با لبخندی بر روی لبانش و سرخی صورتش ،رهگذری که با آمدنش فقط می خواهد خنده ی زیبا را به همه هدیه دهد، بله بهار زیبایم تو آمدی با تمام سرسبزی با تمام شکوه و با تمام جذابیت هایت، بهار من خوش آمدی…

انشا جالب در مورد عید نوروز

انشا ادبی درباره عید نوروز

 اواخر زمستان است و در بین مردم جنب و جوش زیادی به وجود آمده است، خانه تکانی ها شروع شده و همه ما خودمان را برای رسیدن سال جدید و عید نوروز آماده می کنیم. طبیعت هم مثل ما که با آمدن عید لباس نو می پوشیم در حال عوض کردن لباس خودش است.

نوروز اولین روز فصل بهار است، در این روز همه ما ایرانی ها که از قبل خانه های خود را خانه تکانی کرده ایم منتظر آمدن مهمان های خود هستیم.

من خیلی عید نوروز را دوست دارم، ما مراسم عید نوروز را با نشستن دور سفره هفت سین قشنگی شروع می کنیم و تحویل سال را در کنار هم جشن می گیریم.

مهمانی رفتن و مهمان آمدن یکی از سنت های مهم عید نوروز است. ما هنگام مهمانی رفتن ابتدا به دیدن بزرگترهای فامیل می رویم و پدربزرگ و مادربزرگ از همه مهم تر هستند. در اولین روز عید همه فامیل ما در آن جا جمع می شوند.

اما به نظر من بهترین رسم در عید نوروز عیدی دادن بزرگ ترها به ما کوچک ترها است، من هر سال عیدی هایم را در قلک جمع می کنم و مادرم بعد از عید با پول های خودم یکی از چیزهایی که خیلی دوست دارم را برایم می خرد.

بسیاری از ما در تعطیلات عید نوروز به مسافرت می رویم، مسافرت بسیار لذت بخش و خوب است، ما بعضی از سال ها با ماشین خودمان به سفر می رویم و بسیار مراقب هستیم که هنگام رانندگی با پدر صحبت نکنیم و حواس او را پرت نکنیم تا اتفاقی برای ما یا دیگران رخ ندهد.

یکی از روزهای مهم عید نوروز سیزده به در است که بسیاری از ایرانی ها سعی می کنند این روز را در دل طبیعت بگذرانند، اگرچه باید دقت کنیم که طبیعت را آلوده نکنیم، شاخه های درختان را نشکنیم و خدای نکرده آتش سوزی راه نیندازیم. من و پدر و مادرم همیشه قبل از بازگشت به خانه زباله های خود را از طبیعت جمع می کنیم.

یکی از آرزوهای بزرگ من این است که فردای سیزده به در تعطیل باشد چون معمولا روز سیزده به در آنقدر بازی کرده ام که تمام بدنم تا چند روز درد می کند!

انشا پرمحتوا در مورد عید نوروز

انشا درباره عید نوروز با بیانی ادبی

به زودی رخدادی عظیم در پیش است، حادثه ای به عمق یک تاریخ و به وسعت یک ایران. به زودی نوروز با گام های خرامان و عطر دل انگیز بهاری اش از راه می رسد. نوروز می آید تا با لبخندش قلب های تک تک ما را به تپش بیندازد، هر کوی و برزنی را گل باران کند و به هر ایرانی نوید عشق و شادی و تازه شدن بدهد.

نوروز پیام بهار است، به منتظرانی که در انتظار رویش، خسته و نا امید نشسته اند … به فرسودگانی که دست از رشد و تکاپو برداشته اند … به زمین خوردگانی که تنها به یک تلنگر برای بلند شدن و آغازی دوباره نیاز دارند …. نوروز نوید روزهای نو، انگیزه نو، مسیری نو و زندگی نو می دهد و رمز و راز شکفتن را به تک تک ما می آموزد.

نوروز با ساز و دهل، قرآن و صلوات، حافظ و هفت سین و با یک بغل عشق و شادمانی از راه می رسد، به ما صله رحم، شیوه محبت کردن و سرور را یاد می دهد و با تعظیم به طبیعت به پایان خودش نزدیک می شود، نوروز می رود اما نو شدن را در فکر و کلام و قلب های ما به یادگار می گذارد تا سالی نو را به بهترین شکل ممکن آغاز کنیم.

و باز …. هوا عطر تازگی می دهد، همان بوی آشنایی که هر سال، حوالی همین روزها به مشام می رسد و مادر به رسم هر ماه اسفند در تکاپوی تکان دادن خانه است!

مادر معتقد است چهارشنبه سوری هرگز نباید خانه اش را نامرتب و آب و جارو نکرده ببیند و الحق که هرسال جانانه بر سر اعتقادش ایستاده است.

انشا در مورد عید نوروز

در این مطلب مجموعه ای از ۵ انشا درباره عید نوروز را در اختیار شما عزیزان قرار دادیم که امیدواریم از مطالعه آن ها نهایت بهره را ببرید و مورد توجه تان قرار بگیرند.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.