دسته ها
دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱

برنامه ریزی استراتژیک به چه معناست؟

  • سمیه نیک فرجام
  • ۲۵ بهمن ۱۴۰۰
  • ۰

برنامه ریزی استراتژیک یک برنامه ریزی راهبردی و عقلانی است این شکل از برنامه ریزی دارای اهداف و آرمان های مشخص شده در بلند مدت و کوتاه مدت است. طرح های اجرایی در اینگونه از برنامه ها بر اساس واقعیات و عقلانی است.

در برنامه ریزی استراتژیک، فرایندی مشخص برای تصمیم گیری ها وجود دارد در این برنامه ریزی ابتدا نیازها بر اساس اولویت بندی آن ها شناسایی می شوند سپس بر روی منابع و میزان انرژی موجود در سازمان تمرکز می شود در نهایت بر اساس این منابع و اهداف برنامه ریزی های بلند مدت و کوتاه مدت صورت می گیرد. در این نوع از برنامه ریزی یک سری از اهداف برای بلند مدت در نظر گرفته شده اند و برخی از اهداف دیگر نیز برای دستیابی به این اهداف بلند مدت هستند که از آن ها با عنوان اهداف کوتاه مدت یاد می کنیم. این برنامه ریزی منظم و مستمر است و دارای زیرساخت های تصمیم گیری است. برنامه ریزی راهبردی و استراتژیک

برنامه ریزی استراتژیک:

تمرکز این سبک از برنامه ریزی بر روی اهداف بلند مدت موجب موفقیت آن شده است و در بسیاری از سازمان ها برنامه ها و تصمیم گیری ها بر اساس آینده سازماندهی می شوند. بررسی شرایط کنونی سازمان نیز یکی دیگر از استراتژی ها در این سازمان است و مهم ترین بخش هایی که در آن وجود دارد تعیین هدف، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای رسیدن به هدف است.

برنامه ریزی استراتژیک، یک برنامه تعیین شده است که در آن فعالیت های سازمان در جهت رسیدن به اهداف سازمان در نظر گرفته می شوند و این فعالیت ها نیز بر اساس یک نقشه و راهبرد شکل می گیرند. شاید در بسیاری از سازمان ها با مفهوم چشم انداز سازمان آشنا باشید این چشم انداز در حقیقت بیانیه ای است که هر سازمان درباره آینده خود دارد و توقع دارد تا در آینده به این مسیر دست پیدا کند.

  •  بلیط کیش
  •  تصفیه آب خانگی

برنامه ریزی استراتژیک چیست

اما نکته کلیدی و اساسی در بیان یک چشم انداز طبیعی بودن آن و واقعی بودن است در حقیقت اگر چشم انداز شما غیر واقیعی باشد هیچ نتیجه ای برای سازمان ندارد و در نهایت آن را به پوچی می رساند.

اهمیت استراتژیک در سازمان:

ماموریت یک برنامه ریزی بلند مدت و راهبردی در سازمان چیست؟ این مهمترین سوالی است که می تواند حقیقت این برنامه ریزی را نمایان کند. برای پاسخگویی به این سوال باید از بیانیه اصل ماموریت استفاده کرد. با توجه به اینکه هر سازمانی دارای چشم اندازی ما مشخص می کنیم که برای رسیدن به این چشم انداز چه فعالیت هایی باید انجام شود یا در حقیقت چه باید کرد؟

زمانی که ما ماموریت سازمان را می دانیم هر روز و هر ثانیه در جهت رسیدن به آن گام برمی داریم و این موضوع موجب ثمربخشی برنامه ریزی استراتژیک خواهد بود.

  •  مبل و میز
  •  چکاد بام

برنامه ریزی تعیین کننده استراتژیک

نکات مهم درباره برنامه راهبردی:

ابعاد تصمیم گیری در برنامه ریزی راهبردی بسیار مختلف است و ابعاد مختلفی را شامل می شود که به عنوان یک اصل عمل می کنند و سازمان را در جهت رسیدن به اهداف کاری مورد نظر هدایت می کند.

  • مسئله استراتژیک یک مسئله تصمیم گیری در سطوح مدیریت عالی است و نیاز به مهارت و دانش و تجربه کافی در این زمینه دارد. همچنین شناخت کافی از سازمان نیز در این زمینه تعیین کننده است.
  • برنامه ریزی راهبردی به مقدار زیادی از منابع نیازمند است.
  • این برنامه ریزی بر روی اهداف بلند مدت سازمان تاثیرات فوق العاده ای دارد.
  • یک برنامه ریزی آینده نگر است.

مراحل برنامه ریزی:

برنامه ریزی استراتژیک؛ دارای مراحل مختلفی است اولین مرحله بررسی وضعیت و موقعیت کنونی در سازمان است که نشان می دهد سازمان شما در چه موقعیت قرار دارد و برای پیشرفت چه چیزهایی نیاز دارد.

برنامه ریزی موثر استراتژیک

در مرحله دوم از این برنامه ریزی باید چشم انداز، ارزش های بنیادین و ماموریت های سازمان را شناسایی کرد مرحله سوم از این برنامه ریزی تعیین اهداف بلند مدت برای یک سازمان است.

در مرحله چهارم باید برنامه ای سالانه برای اهدف و ماموریت های سازمان در نظر گرفته شود و در آخرین مرحله از برنامه ریزی راهبردی باید بازبینی های نهایی و لازم صورت بگیرد.

نقد برنامه ریزی راهبردی

اگر در جایی خواندید یا شنیدید که برنامه ریزی راهبردی مفید نیست به این معنا نمی باشد که این اهداف دیگر به درد نمی خورد و باید آن را کنار گذاشت. مینتزبرگ در کتاب جنگل استراتژی اینگونه توضیح داده است که استراتژی دارای مکاتب زیادی بوده و مکتب پلنینگ صرفاً یکی از آنها می باشد، از این رو اگر نقدی برای برنامه استراتژیک مطرح می شود، موضوع گفتگو درباره آن, تنها یکی از مکاتب استراژی بوده و نه چیزی بیشتر. حال می توان گفت دو نقد اصلی بر برنامه استراتژیک وارد شده است که در زیر به این موارد اشاره می کنیم :

برنامه ریزی راهبردی

اولین اشکال و نقد وارد شده به این منظور است؛ برنامه ریزی راهبردی زمانی معنا پیدا می کند که بازار در ثبات نسبی بوده و بتوانید از طریق اهداف بلندمدت حرف بزنید, اما زمانی که هر روز یک اتفاق جدید رخ داده و قانون و بخشنامه جدیدی وضع می شود، دیگر برنامه ریزی معنایی ندارد.

دومین نقد مطرح شده نیز به این دلیل است که؛ استراتژی را نمی شود به زمانهای مشخص و از پیش تعیین شده محدود کرد. مثلا نمی توان هر فصل و طی چند جلسه به این استراتژی اختصاص داد، سپس چند سند تولید شود و در چند ماه آینده نیز، هر کس به سراغ کار و زندگی خود برود و کاری با استراژی نداشته باشد.

بنابراین هر دو نقد وارد بر این استراتژی درست می باشد، اما مشکل آنجاست که اغلب منقدان مطرح کننده این موضوعات،  شرکت هایی کوچک و متوسط را در نظر گرفته اند.

پلنینگ استراتژیک

زمانی که شرکتی با چند هزار پرسنل در حال فعالیت می باشد، در اختیار داشتن ابزاری به منظور هماهنگ کردن تلاش ها و فعالیت ها ضرورت دارد، در واقع ابزاری که چارچوب ها را مشخص کرده و اصول و ارزش و مسیر حرکت را بیان نماید، ضمن اینکه فاصله ذهنی مدیران و کارکنان را کاهش دهد.

حال شرکت ها و سازمان های بزرگ آن چنان چابک نیستند که هر رور و هر ماه، مسیر حرکت خود را تغییر داده و با حذف برنامه ریزی راهبردی، آزاد تر و رهاتر شوند، بلکه موجب شکل گیری یک آشوب مدیریتی شده و هر شرکت مسیر خود را در جهتی که صلاح می داند، مشخص می نماید.

در پایان امیدواریم این مطلب برای شما سودمند بوده باشد، در صورت تمایل برای آشنایی با برنامه ریزی معکوس و نیز روش های هدف گذاری برای رسیدن به موفقیت می توانید، مطالب قبلی آرگا را مطالعه نمایید.

منبع : آرگا


مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.