دسته ها
سه شنبه ۸ مهر ۱۳۹۹

گزیده ای از بهترین شعرهای محمد ابراهیم جعفری

  • ندا خوشرو
  • ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
  • ۰

شعرهای محمد ابراهیم جعفری دارای مضامینی دلنشین و پرمحتوا هستند و اگر شما به مطالعه اشعار این شعر محبوب علاقه مند هستند تا پایان این مطلب همراه ما باشید.

محمد ابراهیم جعفری شاعر و نقاش معروف ایرانی در سال ۱۳۱۹ در شهر بروجرد چشم به جهان گشاد. وی اشعار زیبا و احساسی زیادی سروده است و سرانجام در فروردین سال ۱۳۹۷ در بیمارستان مدائن از دنیا رفت.

شعرهای محمد ابراهیم جعفری با مضامین احساسی

شعرهای شاعران ایرانی دارای مضامین مختلفی هستند و اغلب اشعار شاملو و فریدون مشیری و فروغ فرخزاد و محمد ابراهیم جعفری دارای مضامینی احساسی می باشند. در مطالب قبلی مجموعه ای از شعر سهراب سپهری و شعر فروغ فرخزاد را مطالعه کردید در ادامه مجموعه ای بی نظیر از اشعار محمد ابراهیم جعفری را پیش رو خواهید داشت.

شعرهای محمد ابراهیم جعفری

اشعار محمد ابراهیم جعفری 

گفتم تو را دوست دارم
صدای مرا نقاشی کن
دلتنگ توام اندوهِ مرا نقاشی کن
به تو می اندیشم در غم
پندارِ مرا نقاشی کن
گفتی در خلایی که هوا نیست
نه من تو را می خوانم
نه تو مرا می شناسی
برایم چراغی بیاور
بی نور
چگونه نقاشی کنم ؟

*******

خاکستری خاکستری خاکستری
صبح ، مه ، باران
ابر ، نگاه ، خاطره
در من ترانه ای نبود تو خواندی
در من آینه ای نبود تو دیدی
ریشه ای بودم در خوابِ خاک های متبرک
بی باران در نگاه تو سبز شدم
برقی از چشمانت برخاست
نگاهم بارانی شد
گونه هایت خیس باران
چشمهایت آفتابی
گرگ ها میزایند بره ها را دریابیم
تو با چشمانت مرا بنواز
چوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ با چوب دستم
انجیر های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند
با تو خواهم خواند
و تورا در بهت آفتابی ات خواهم بوسید
اگر ابرها بگذارند

اشعار محمد ابراهیم جعفری

شعر عاشقانه محمد ابراهیم جعفری 

وقتی دلتنگم
به تو می اندیشم
یاد تو مربعی ست محو و لرزان
در زمینه ی خاکستری روشن
در این مربع ها
من با بهم زدن پلک هایم
گذشته را نقاشی می کنم
بین من و تو
غبار و دیوار است
به سحر این مربع ها
من از دیوار می گذرم
در رسیدن به تو
تنها راه گذشتن است
باید چراغ رنگ به دست بگیرم
و در خاکستری هایم
به دنبال تو بگردم
ای کاش ای کاش
می توانستم یک قطره بیشتر
با سرخ نقاشی کنم

*******

کاشکی من برج ویرانی به راهی دور بودم
تا که در شب های بارانی

کبوتر ها نم آلوده
به زیر سقف ایوانم
به یک پا تکیه میدادند و می‌خفتند

بوی نم آلود و مستی آور پر ها
با صدای وهم انگیز نفس های کبوترها
کاهگل ها خیس باران

خاطرات دور دوران را
به خاطر زنده میسازد
اسب خاطر را به شهر یادهای دور می‌تازد

کاشکی من برج ویرانی به راهی دور بودم
تا که در شب های بارانی

کبوتر ها نم آلوده
به زیر سقف ایوانم
به یک پا تکیه میدادند و می‌خفتند

پای ایوان در کنار آتش سوزان
دو شبگرد غم آلوده
برای یکدگر از سرگذشت خویش می گفتند.

شعر عاشقانه محمد ابراهیم جعفری

اشعار کوتاه محمد ابراهیم جعفری 

تنت در خوابِ من، نجواى دوری ست

گلِ مهتابِ صحراهای دوری ست

نفس در گیسویت، پنچه در آغوش

هنوزم وصلِ تو رویای دوری ست

*******

در سفر

هرکس به مقصد می‌رسد، می‌ایستد

من سفر را دوست دارم

مقصدِ من رفتن است

*******

تنها یک چیز را
از تو بیشتر دوست دارم
اینکه تو را دوست دارم
میخواهی بمان
میخواهی برو
رفتنِ تو
دل انگیزتر از آمدن دیگریست…

شعر ناب محمد ابراهیم جعفری

در این مطلب گلچینی از شعرهای محمد ابراهیم جعفری را گردآوری کرده ایم که امیدواریم از مطالعه آن ها نهایت بهره را برده باشید و مورد توجه تان قرار گرفته باشند.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
مطالب پیشنهادی
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.