دسته ها
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵

زندگینامه استاد شهریار و ماجرای عشق نافرجام شهریار و شکست عشقی وی

  • فلاح
  • ۵ فروردین ۱۴۰۳
  • ۰

سید محدحسین بهجت تبریزی که همه ما او را با نام شهریار می شناسیم، شاعری است که اشعار بسیاری در حوزه های مختلفی هم چون وطن، تاریخی، مذهبی، مضامین اجتماعی و گاهی وقایع روزمره از خود به جای گذاشته است. شهریار به دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی شعر می سرود و در هر دو حیطه نیز توانمند بود. منظومه “حیدربابایه سلام” از مشهورترین اشعار ایشان به زبان ترکی است که کمتر کسی است که آن نشنیده باشد.

سید محدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار از شاعران مشهور و اهل ادب است که اشعار زیبایی به زبان فارسی سروده است. یکی از اشعار معروف و زیبای ایشان در مدح حضرت علی و شعر معروف علی ای همای رحمت است. شهریار به جز اشعاری که به فارسی سروده، به درخواست مادرش اشعار ترکی زیبایی نیز دارد. شعر حیدربابایه سلام شاهکار ادبیات آذربایجان است که بین سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ سروده شده است. در کشور ما روز ۲۷ شهریور ماه که مصادف با سالروز خاموشی شهریار شعر ایران است را روز ملی شعر و ادب نامیده اند. در ادامه نگاهی به زندگینامه شهریار خواهیم داشت.

نگاهی به زندگینامه شهریار

تولد و خانواده

سید محدحسین بهجت تبریزی شاعر پر آوازه ایرانی در ۱۱ دی ماه ۱۲۸۵ در خانواده ای اهل ادب و فرهنگ در روستای خشگناب بستان آباد تبریز متولد شد. پدر ایشان حاج میرآقا خشگنابی و مادر ایشان ننه خانم نام داشت. پدر شهریار در شهر تبریز وکیل و مادرشان خانه دار بودند. تولد شهریار مقارن با انقلاب مشروطه بود. سید محمدحسین ۵ برادر و ۷ خواهر داشت.

زندگی استاد شهریار

تحصیلات شهریار

سید محدحسین، تحصیل را در مکتب خانه زادگاه خود آغاز کرد. پدر و مادر مرحوم او، نخستین مربیانی بودند که قرائت قرآن، ترسل، نصاب، گلستان سعدی و حافظ را به او آموختند. او بعد از آشنایی با دیوان حافظ، با شعر و ادبیات آشنا شد. محمدحسین تحصیلات کلاسیک خود را در مدرسه متحده و سیکل را در مدرسه فردوسی تبریز به اتمام رساند و در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و تحصیلات متوسطه خود را در دارالفنون گذراند. ایشان در سال ۱۳۰۳ شمسی به مدرسه طب راه یافت. اما به دلیل شکست عشقی و پیشامدهای عاطفی به وجود آمده، از ادامه تحصیل منصرف شد و پزشکی را رها کرد.

شهریار بعد از عشق نافرجام خود در سال ۱۳۱۰در سن ۲۵ سالگی به کمک استاد کمال الملک نقاش معروف به نیشابور رفت و تا سال ۱۳۱۴ در سازمان ثبت اسناد این شهر مشغول به کار شد.

ماجرای عشق نافرجام شهریار و شکست عشقی او

شهریار جوان در همان سال های ابتدایی تحصیل در رشته پزشکی در تهران، عاشق دختری به نام ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی شد که چند سال با یکدیگر نامزد بودند. آن دو با یکدیگر رابطه ای عاشقانه داشتند. چراغعلی سالار پسر عموی رضا شاه، رقیب عشقی شهریار بود. در نهایت ثریا به اجبار با چراغعلی سالار حشمت معروف به امیراکرم ازدواج می کند. از آن جایی که شهریار علاقه چندانی به رشته پزشکی نداشت، درست ۶ ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری، تحصیلش را به دلیل شکست عشقی و ناراحتی های پیش آمده، ترک کرد.

شهریار در سال ۱۳۱۰ تحصیل در رشته پزشکی را رها کرد و به نیشابور رفت و تا سال ۱۳۱۴ در سازمان اسناد این شهر مشغول به کار شد. اما در اواخر سال ۱۳۱۴ به دلیل بیماری به تهران اعزام شد و عشق سابق خود را در آن جا دید. ثریا برای دیدن شهریار به بیمارستان رفت و او این غزل را در همان لحظه سرود:

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

شهریار بعد از درمان در تهران ماند، اما دیگر هیچ گونه ارتباطی با ثریا نداشت و در همان سال ها در بانک کشاورزی استخدام شد. او این شکست و ناکامی در عشق را یک موهبت ازجانب خداوند می دانست که او را از عشق زمینی به عشق حقیقی و معنوی رساند. ثریا و شهریار دیگر با یکدیگر ارتباطی نداشتند و طبق گفته پسر شهریار در سال ۱۳۴۸ تنها دو نامه از ثریا ارسال شده که شهریار در جواب آن ها غزل های مشهورش را ارسال کرده است. ثریا هفت سال بعد از مرگ شهریار در سال ۱۳۷۴ از دنیا رفت و هیچ تصویری از او موجود نیست.

ازدواج و تشکیل خانواده

شهریار در سال ۱۳۳۲ بعد از ۳۳ سال دوری به زادگاه خود تبریز بازگشت و با استقبال بی نظیر مردمش روبرو شد. بعد از یک سال زندگی در تبریز و در سن ۴۸ سالگی با نوه دختر عمه اش خانم عزیزه عبدالخلقی که یک معلم ۲۱ ساله بود ازدواج کرد. حاصل این وصلت یک پسر به نام هادی و دو دختر به نام های شهرزاد و مریم است.

آشنایی با زندگینامه شهریار

خصوصیات اخلاقی شهریار

شهریار شاعری مسلمان و مؤمن بود. از مهم ترین خصوصیات اخلاقی او می توان به مهمان نوازی و مهمان دوستی اشاره کرد. او را فردی درویش مسلک، فروتن و حساس می دانند. او مقوله عشق را در اشعار خود ناب تر از هر شعری عرضه می کند. در جوانی دل در گرو عشق نافرجامی دارد. میزان عشق او به حدی است که در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی، درس را رها می کند و گرفتار عشقی نافرجام می شود:

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

شهریار علاقه بی حد و حصری به تمام هنرها به ویژه شعر، خوشنویسی و موسیقی داشت و خط تحریر، نستعلیق و نسخ را خیلی خوب می نوشت. در جوانی سه تار را به زیبایی می نواخت. به گونه ای که نواختن او اشک استاد ابوالحسن صبا را جاری می ساخت. شهریار برای ساز خود این گونه سروده بود:

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایه تسلی شب های تار من

با این حال بعد از مدتی نواختن ساز سه تار را نیز کنار گذاشت.

نگاهی به زندگینامه شهریار

در سال های ۱۳۴۶ شروع به نوشتن قرآن به خط نسخ می کند و یک ثلث آن را به اتمام می رساند. دیوان اشعار فارسی او نیز چند بار چاپ و پس از آن نایاب می شود. در تمام مدت اقامت در شهر تبریز سهندیه را می سراید. در سال ۱۳۵۰ به تهران مسافرت می کند و با تجلیل های بی نظیری مواجه می گردد. اما در سال ۱۳۵۴ داغ همسر بر دلش می نشیند.

سرودن شعر و تخلص شهریار

سید محدحسین بهجت تبریزی نخستین اشعار خود را در سن ۴ سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود، اما اشعار اولیه او بیشتر به زبان فارسی سروده شده است. سید محمدحسین در سال ۱۳۰۰ به تهران رفت و در آن سال ها، شیوا تخلص می کرد. اما برای یافتن تخلص بهتر، وضو گرفت، نیت کرد و به خاطر ارادت خاصی که به حضرت حافظ داشت، به دیوان او تفعل زد که هر دو بار نیز کلمه شهریار آمد:

غم غریبی و محنت چو بر نمی تابم

روم به شهر خود و شهریار خود باشم

در نهایت محمدحسین به دلیل احترام به حافظ، تخلص شهریار را پذیرفت. اگرچه او تخلصی خاکسارانه می خواست. شهریار می گوید در آن سال هایی که اشعار فارسی خودم را برای مادرم می خواندم، با طعنه می گفت:

“پسرم شعرهای خودت را به زبان مادری ات هم بنویس تا مادرت متوجه اشعارت شود”.

درخواست مادر و اطرافیان باعث شد تا طبع شعر خود را در زبان مادرش اش هم بیازماید و یکی از بدیع ترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

منظومه “حیدربابایه سلام” در سال ۱۳۲۲ منتشر و از همان لحظه با استقبال بی نظیر مردم روبرو شد. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفت و این منظومه مملو از شور، عشق و ارادت شهریار به مردم آذربایجان است. این منظومه را می توان بهترین اثر ادبی در زبان ترکی آذری دانست که برخی موسیقی دانان مانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی برای آن ساخته است.

همه چیز درباره زندگینامه شهریار

اشعار ولایی شهریار

عشق و ارادت شهریار به ائمه در بسیاری از اشعار او دیده می شود. چرا که از همان سال های کودکی به دلیل توجهات مذهبی خانواده با امامان آشنا شده است. او اشعاری چند در نعت پیامبر اسلام و حضرت امیر المؤمنین سروده است.

او در نعت حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید:

ستون عرش خدا قائم از قیام محمد

ببین که سر به کجا می کشد مقام محمد

به جز فرشته عرش آسمان وحی الهی

پرنده پر نتوان زد به بام محمد

به کارنامه منشور آسمانی قرآ ن

که نقش مهر نبوت بود به نام محمد…

شهریار در شعر یا علی (ع) در مورد حضرت امیر المؤمنین (ع) می فرماید:

مستمندم بسته زنجیر و زندان یاعلی

دستگیر ای دستگیر مستمندان یا علی

بندی زندان روباهانم ای شیر خدا

می جوم زنجیر زندان را به دندان یا علی

شعر علی ای همای رحمت

یکی از معروف ترین اشعار شهریار، شعر علی ای همای رحمت است که در مدح حضرت علی سروده شده است. شهریار این شعر را زمانی که سرود، برای هیچکس نخوانده بود و کسی از آن اطلاعی نداشت. در آن زمان آیت الله العظمی مرعشی نجفی شهریار را به قم دعوت کرد و به او گفت:

شعر علی ای همای رحمت را چه زمانی سروده ای؟

شهریار در کمال تعجب پرسید: شما از کجا خبر دارید؟ این شعر را نه به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی سخن گفته ام.

ایشان به شهریار می گوید: روزی در خواب شاعری به نام شهریار را دیدم که نزد امیر المؤمنین (ع) رفت و در مدح او شعری سرود. بعد از خواب در جستجوی شما بودم تا شما را به قم دعوت کنم و ماجرای خوابم را با شما در میان بگذارم.

بعد از توضیحات آیت الله مرعشی در مورد خواب شان، هر دو نفر بسیار احساسی و منقلب می شوند تا این که مشخص می شود تاریخ و ساعت سرودن این شعر مقارن با ساعتی بوده که آیت الله آن خواب را دیده است.

زندگینامه استاد شهریار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را …

شهریار جانسوزترین اشعار خود را به حضرت سید الشهداء (ع) و حماسه ابدی او تقدیم کرده است:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین …

تلخ ترین خاطره زندگی استاد شهریار

مادر شهریار در تاریخ ۳۱ تیر ماه ۱۳۳۳ از دنیا رفت. شاعر تلخ ترین اتفاق زندگی خود را مرگ مادر می داند و در غم از دست دادن او شعر زیبا و غم انگیز ای وای مادرم را می سراید. مادر شهریار همانند پدرش در قم به خاک سپرده شد.

وفات شهریار

شهریار در سال ۱۳۶۶ در سن ۸۱ سالگی به دلیل مشکلات ریوی در بیمارستان بستری شد. ایشان سال های پایانی عمر خود را در تهران سپری کردند. اگرچه دوست داشت به شیراز برود و در آرامگاه حافظ باشد، اما از این فکر منصرف شد و به تبریز رفت. او روزهای پایانی عمرش را در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ بعد از گذراندن یک دوره بیماری در همان بیمارستان درگذشت. بنا بر وصیت استاد، او را در مقبره الشعرای تبریز که مدفن بسیاری از شعرا و هنرمندان آن دیار است، به خاک سپردند. وی آخرین شاعری بود که در مقبره الشعرا به خاک سپرده شد.

نگاهی به زندگینامه و اشعار شهریار

امیدواریم مطالب این مقاله برای شما عزیزان مفید بوده باشد. در پایان پیشنهاد می کنیم مقالات زندگینامه مهدی اخوان ثالث، زندگینامه محمود دولت آبادی و زندگینامه عبید زاکانی را نیز مطالعه فرمایید.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *