این روزها ما به صورتی وسواس گونه با داده ها سر و کله می زنیم. متخصصان در تمامی حوزه ها به دنبال راه هایی نبوغ آمیز برای جمع آوری، سنجش و پردازش داده ها هستند. ما در این مطلب در مورد تفکر انتزاعی صحبت می کنیم.

نحوه استفاده از تفکر انتزاعی
ولی تا وقتی که کسی نباشد تا ارقام را مشاهده کند، الگو ها را شناسایی کند، متوجه شود آن الگو ها چه معنایی دارند و سپس برای دیگران توضیح دهد، داده دیگر فایده نخواهد داشت. تفاوت میان جمع آوری داده و درک داده مانند فرق میان منطق انتزاعی و تفکر انضمامی می باشد. منطق انتزاعی به توانایی درک مفاهیم می گویند: چیزهایی مثل آزادی یا آسیب پذیری، چیزهایی که به صورت مستقیم به اشیا و تجربه های دنیای واقعی و انضمامی مرتبط نمی شود.
یک مثال خیلی خوب از منطق انتزاعی، قوه طنز می باشد. کمدین ها متخصصان این منطق به شمار می روند. آن ها نظاره گر جهان پیرامون خود هستند. آن ها ناسازگاری ها، پوچی ها و بی عدالتی ها را مورد شناسایی قرار می دهند و جوک های خود را مرتبط با این ارتباطات غیر منتظره شکل می دهند. منطق انتزاعی یکی از مهارت های سطح بالا در دنیای منطق به شمار می رود. زمان انجام دادن کار های زیر، در حقیقت در حال استفاده از این قوه منطق هستید:
- حل مساله
- تشکیل چیزهای گوناگون
- صحبت استعاره ای
- تحلیل موقعیت
- نگاه کردن به موقعیت ها از زاویه ای دیگر
- شکل دادن به نظریه ها
- درک مفاهیم

منطق انتزاعی مقابل تفکر انضمامی
این نوع افکار به طور معمول در کنار نقطه مقابل خود تعریف می شوند: افکار انضمامی. تفکر انضمامی ارتباطی تنگاتنگ با اشیا و تجربه هایی دارد که می توان به صورت مستقیم آن ها را رصد نمود. اغلب ما احتیاج داریم به شکل ترکیبی از این نوع تفکر و انضمامی استفاده کنیم تا عملکردی مناسب در زندگی روزمره خود داشته باشیم.
نحوه پرورش این تفکر
همین طور که رشد می کنیم و بالغ تر می شویم، مهارت های مربوط به این تفکر نیز در درون ما بیشتر می شود. ژان پیاژه، روان شناس سوئیسی بیشتر توضیح داده که چگونه توانایی های تفکر با رشد کودکان دچار تغییر و تحول می شود. پیاژه معتقد بود و بر این باور که از لحظه تولد تا حدود دو سالگی، کودکان و نوزادان عمدتا به شکل انضمامی تفکر می کنند. آن ها به نظاره و اکتشاف جان اطراف خود مشغول می شوند و در این میان از حواس پنجگانه و مهارت های حرکتی خود بهره می برند.
- از سن ۲ الی ۷ سالگی، کودکان توانایی تفکر به شکل نمادین را به دست می آورند که قادر است فونداسیونی برای این تفکر باشد. آن ها نمادهایی مثل تصاویر، حروف و اصوات را یاد می گیرند که هر یک نماینده چیزهایی در دنیای واقعی به شمار می روند.
- از سن ۷ تا ۱۱ سالگی، کودکان به مهارت استدلال منطقی دست پیدا می کنند، ولی رویکرد آن ها در تفکر عمدتا انضمامی باقی می ماند: یعنی به صورت کاملا وابسته به آن چیزی که به صورت مستقیم رصد می شود.
- از حدود ۱۲ سالگی به بعد و همینطور در دوران بزرگسالی، بیشتر مردم استدلال انضمامی خود را به شکل هرچه بیشتر پرورش داده و سپس به منطق انتزاعی قادر خواهند بود.
در این مرحله، انسان مهارت های متفاوتی به دست می آورد و به عنوان مثال چگونگی گذاشتن خود جای دیگران (یعنی استفاده از استعاره های مربوط به این تفکر) و همینطور چگونگی همدردی کردن را یاد می گیرند. در حقیقت عمل همدردی کردن یکی از اصلی ترین مهارت های این تفکر به شمار می رود.

منطق انتزاعی در مدرسه
خیلی از مسئولیت هایی که به دانش آموزان در مدرسه محول می شود، ارتباطی تنگاتنگ با این تفکر دارند. آن ها بر قوه مفهوم سازی از اعداد و عملیات ها تکیه می کنند، بدون اینکه همیشه بتوانند دست خود را بر روی اشیای فیزیکی بگذارند. مطالعه زبان نیز به طور معمول شامل تحلیل و بیان ایده های انتزاعی، تعمیم دادن موضوعات متفاوت درباره ماهیت انسانی و تعارض و همینطور یادگیری نحوه نوشتن مقایسه های تمثیلی مثل استعاره ها و تشابهات می شود
تاریخ، جامعه شناسی، فلسفه و سیاست همگی به منطق کلی در مورد مشکلات اجتماعی و همینگونه بهره گیری از قضات اخلاقی می شوند. علوم متفاوت نیز از دانش آموزان می خواهند تا نظریه های متفاوت را شکل بدهند، به آزمون بگذارند و یا در آن تجدید نظر کنند. در نتیجه گذشته از ابعاد آموزشی مدرسه، روبرو شدن با موقعیت های اجتماعی پیچیدهای که به شکل روزمره در مدرسه شکل می گیرند هم منطق انتزاعی را شامل می شود.
فواید تفکر انتزاعی
آن دسته از اشخاصی که میتوانند به شکل انتزاعی تفکر کنند به طور معمول در حوزه های زیر نیز موفق هستند:
- حل کردن مسائل پیچیده
- پشت سر گذاشتن آزمون های هوش
- دستیابی به گزینه ها و رویکرد های نو ظهور
- ساخت اثر های هنر در هر فرمی

بهبود این تفکر در خود
اگر خواهان این هستید که توانایی های تفکر انتزاعی خود را بهبود بدهید، قادر هستید راه حل هایی مثل حل پازل، بداهه گویی، ساخت مدلهای سهبعدی و بازی با زبان را امتحان کنید. در ادامه درباره این تمرین ها بیشتر توضیح می دهیم.
حل پازل
معما های سه بعدی معما های بصری و پازل های کلمات موجب می شوند به گزینه های فراتر از آنچه به صورت آنی در ذهن وارد می شوند فکر کنید.
بداهه گویی
اگر این امکان وجود داشته باشد، در جمع دوستان و یا هر محلی که گروه های تئاتر تمرین میکنند، در کلاس ها و تمرین های بداهه گویی شرکت کنید تا بتوانید درباره این تفکر بیشتر کشف کنید.
بازی با زبان
نوشتن استعاره ها، تمثیل ها، تشبیهات و حتی تشخیص در ادبیات موجب تحریک این منطق می شود برای تمرین قادر هستید به چیزی انضمامی فکر کنید و آن را به چیزی انتزاعی ارتباط دهید: ” در روزی که به اعدام محکوم شد، باران بی وقفه بارید، گویی که عدالت در حال گریستن بود.” یا ” روانشناس جمله جنسیت زده گفت او می گوید ذهن خانم ها مثل یک ظرف اسپاگتی می باشد”.

ساخت مدل های سه بعدی
پژوهشها نشان دادهاند که اشخاص فعال در حوزه های تکنولوژی علوم مهندسی و ریاضی با انجام دادن کارهای هنری و رسیدگی به پروژه های خلاقانه مهارت خود را در منطق به شکل انتزاعی بهبود می بخشند.
موقعیت های محدود کننده منطق انتزاعی
بعضی شرایط های مربوط به عصب شناسی امکان دارد با توانایی های شما در منطق به شکل انتزاعی تداخل داشته باشند.
- بیماری اسکیزوفرنی: بعضی فرم های این تفکر به ویژه آنهایی که درک وضعیت های اجتماعی را شامل میشوند، به علت اسکیزوفرنی به محدودیتهایی دچار می شوند.
- اختلال طیف اوتیسم: محققان فهمیده اند که بعضی اشخاصی که از اختلال طیف اوتیسم عذاب می کشند امکان دارد یا درک مفاهیم و حل مساله مشکل داشته باشند.
- زوال عقل: به طور معمول آن بخش هایی از مغز که در روند زوال عقل به صدمهای دچار می شوند، همان بخش هایی هستند که مسئولیت مهارتهای این تفکر را بر عهده دارند.
- صدمه های مغزی تکانشی یا طبیعی: صدمه های در اثر حوادث و صدمه های مرتبط به پیش از تولد مثل اختلالات طیف الکل جنینی قادر هستند در آن بخش هایی از مغز مسئولیت این تفکر را بر عهده دارند، تاثیر بگذارند.
- معلولیت ذهنی: اشخاصی که از معلولیت های ذهنی عذاب میکشند به طور معمول زمان استفاده از مهارت های این تفکر و همینطور درک آنها با مشکل دچار می شوند.

زمان کمک نکردن منطق انتزاعی
برخی از مواقع توانایی تصور، پیش بینی و ارتباط برقرار کردن بین مفاهیم متفاوت با کارکردهای سلامتی بدن تداخل دارند. به عنوان مثال تحریف های شناختی متفاوت مثل “فاجعه سازی” را در نظر بگیرید. در صورتی که به شکل معمول بدترین سناریوهای ممکن را فکر میکنید، امکان دارد در حال افزایش سطح اضطراب و شدید نشانههای افسردگی خود باشید. در صورتی که هر یک از شرایط های زیر را دارا هستید این تفکر به طور معمول برای شما دردسر به وجود می آورد:
- اختلال شخصیت وسواسی جبری(ocd)
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- اضطراب
- افسردگی
خبر خوب اینکه محققان فهمیده اند که با تمرین کردن توانایی های تفکر انضمامی و استفاده از آنها میتوان نشانه های افسردگی را بهبود بخشید و حتی می توانید تصمیم های بهتری در زمان افسردگی بگیرید.
منبع : آرگا





















