دسته ها
شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱

آشنایی با طرحواره درمانی (اسکیما تراپی)

  • حکیمه فهیمی
  • ۲۹ شهریور ۱۴۰۱
  • ۰

طرحواره درمانی یکی از شناخته شده ترین جهت گیری های روانشناختی محسوب می شود که پیشینه علمی قوی دارد. در این مطلب با رویکرد طرحواره درمانی بیشتر آشنا می شوید.

رویکرد طرحواره درمانی بر شناخت درمانی تاکید دارد و علت اصلی مشکلات افراد را افکار و باور آن ها می داند. طرحواره درمانی نخستین بار توسط دکتر جفری یانگ مطرح شد. برای آشنایی بیشتر با رویکرد طرحواره درمانی با این مطلب همراه ما باشید.

رویکرد طرحواره درمانی

طرحواره ها به مفهوم الگوهای فکری می باشند که شیوه درک و رفتار افراد نسبت به موقعیت های مختلف زندگی را تعیین می کنند. طرحواره درمانی یا اسکیما تراپی رویکردی است که هدف آن شناسایی و جایگزینی طرحواره های ناسازگار می باشد. این روش برای طیف وسیعی از بیماری های روحی توصیه می شود.

      

  •  بلیط کیش
  •  چکاد بام

طرحواره های ناسازگار و منفی ممکن است ریشه برخی افکار، رفتارها و مشکلات روحی جدی باشند. نخستین بار اسکیماتراپی توسط جفری یانگ، روانشناس معروف امریکایی برای درمان بیمارانی مطرح شد که به شیوه های روان درمانی رایج مانند روان درمانی شناختی/رفتاری پاسخ مناسبی نمی داند.

در این روش موثرترین و بهترین عناصر موجود در روش های درمانی قبلی مانند روان درمانی شناختی/رفتاری، روانکاوی، نظریه دلبستگی و روان درمانی برپایه احساسات، با یکدیگر ترکیب شده اند. این روش درمانی بخصوص در درمان اختلال شخصیت مرزی، خیلی کارامد می باشد. در ادامه بیشتر با مفهوم طرحواره درمانی یا اسکیما تراپی، انواع ، سبک های مقابله ای آن آشنا می شوید.

مفهوم اسکیما تراپی

برای آشنایی با مفهوم اسکیماتراپی ابتدا نیاز است اسکیما یا طرحواره را بشناسید. طرحواره یا اسکیما یک ساختار شناختی بوده که به عنوان چارچوبی برای دانش فرد درباره دیگر افراد، مکان های متفاوت، اشیاء و اتفاقات عمل می کند. طرحواره کمک می کند دانش خود از جهان را سازماندهی نموده و اطلاعات جدید که از محیط به دست می آورید را تجزیه و تحلیل و درک کنید.

  •  مبل و میز
  •  قاصدک 24

در حقیقت طرحواره، مانند میانبرهای ذهنی بوده که به فرد در تفسیر حجم بالایی از اطلاعاتی که از محیط به ذهنش می رسد، کمک می کند. طرحواره ها مطابق تجربیات مان در زندگی ایجاد می شوند و در حافظه ذخیره می گردند. اسکیماها اغلب در سن کودکی شکل گرفته ولی ممکن است در بزرگسالی نیز ایجاد شوند.

در حالی که این میانبرهای ذهنی جهت کمک به درک میزان زیادی از اطلاعاتی که روزانه با آن روبرو می شوید، سودمند هستند، ولی می توانند تفکر فرد را محدود ساخته و سبب شکل گیری بعضی ایده ها و رفتارهای ناسالم گردند. از این رو طرحواره ناسالم می تواند به الگوهای منفی یا ناکارآمد احساسی، روش های مقابله ای و افکار و رفتارهای ناسالم تبدیل گردد.

در صورت عدم توجه به اسکیما یا طرحواره می توانند در تمام طول زندگی فرد باقی بمانند. در اسکیماتراپی هدف شناسایی اسکیماهای منفی، رفتارها، عقاید، روش های مقابله ای و احساسات ناسالم ناشی از آن ها و بعد تلاش جهت جایگزینی آن ها با الگوهای احساسی، فکری و رفتاری سالم می باشد.

اسکیماتراپی یا طرحواره درمانی یکی از شناخته شده ترین رویکردها و جهت گیری های روانشناختی محسوب می شود که پیشینه علمی قوی دارد. اساس این شیوه درمانی ریشه در شناخت درمانی داشته که علت اصلی مشکلات افراد را افکار و باورهای آنان می داند.

ولی مفهوم شناخت در این رویکرد از آنچه دکتر آرون بک در شناخت درمانی مطرح می سازد اندکی پیچیده تر می باشد و تمرکز اصلی آن بر طرحواره های افراد است. به این معنی که باورهای ریشه ای و محکمی که غالبا از دوران کودکی وجود دارد با فرد به بزرگسالی می آیند. این باورها در بعضی موارد در بزرگسالی هم بروز می یابند.

اسکیما تراپی برای درمان بیشتر بیماری های روانی قابل استفاده می باشد ولی آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، صبر و شکیبایی مراجعه کننده در طول پروسه درمانی می باشد زیرا این درمان اغلب زمان بر بوده اما اثربخشی بالایی دارد. لازم به ذکر است تئوری زیربنایی درمانی مبتنی بر اسکیما، فرض می گیرد که اگر نیازهای اساسی دوران کودکی فرد مانند ایمنی، عشق، محبت و … به طور مناسب تامین نمی شود، فرد روش های ناسالمی برای تفسیر و تعامل با جهان را شکل می دهد که به آن اسکیماهای ناسازگار اولیه اطلاق می شود.

نظریه اسکیما پیشنهاد می کند که اسکیماها موقعی شکل می گیرند که رویدادهایی که در زندگی کنونی روی داده شبیه به اتفاقاتی از گذشته بوده که با شکل گیری طرحواره مرتبط هستند. در صورتی که به علت تجارب سخت کودکی طرحواره یا اسکیماهای ناسالمی شکل گرفته باشد، در برخورد با این رویدادهای جدید به روش های ناسالم فکری متوسل می شود.

مراحل اسکیماتراپی

درمان طرحواره که به عنوان یک مدل درمان یکپارچه تعریف می شود، عناصر یا بلوک های سازنده دیگر درمان ها را جمع می کند. این روش درمانی در آغاز برای درمان اختلالات پیچیده ای مثل اختلالات شخصیتی بنا شد. ولی حدود ۲۰ سالی است که برای درمان طیف گسترده ای از بیماریها و اختلالات روانی استفاده می شود. اسکیماتراپی شامل سه مرحله است که عبارتند از:

  • شناسایی اسکیماهای ناسالم و روش مقابله ای توسط مصاحبه و پرسشنامه
  • شناسایی تاثیر الگوهای منفی در زندگی روزانه
  • جایگزین نمودن فعال افکار، رفتارها و روش های مقابله ای منفی با روش های سالم تر

عوامل ایجاد کننده اسکیما یا طرحواره های ذهنی در کودکی

یکی از اصلی ترین عوامل تشکیل طرحواره های ذهنی (تله های ذهنی) تامین نشدن نیازهای عاطفی اصلی دوران کودکی می باشد. در صورتی که نیازهای عاطفی کودکی فرد به طور مناسبی پاسخ دریافت نکند، با مشکلات ذیل مواجه می شود که زمینه ساز شکل گیری تله های ذهنی است:

  • عدم احساس هویت فردی و استقلال
  • عدم احساس امنیت و دلبستگی به سایرین
  • بازی نکردن و نداشتن فعالیت های خودجوش
  • نداشتن آزادی بیان در احساسات و بازگو نمودن خواسته های خود

بعضی از تجارب منفی دوره کودکی نیز در شکل گیری اسکیماهای ناسازگار تاثیر زیادی دارند از جمله:

  • عدم برآورده شدن نیازهای کودک به شکل درست
  • آسیب فیزیکی یا رفتاری
  • داشتن آزادی بیش از حد و عدم تعیین حد و مرز رفتاری مشخص برای کودک
  • همانند سازی انتخابی رفتار پدر و مادر و درونی سازی

حوزه های اصلی طرحواره کدامند؟

طرحواره شامل ۶ حوزه اصلی می باشد که عبارتند از:

۱. بریدن از اجتماع و طرد شدگی

افراد دارای این طرحواره یا اسکیما حس می کنند که به جامعه تعلقی ندارند. این اسکیما معمولا هنگامی شکل می گیرد که فرد در خانواده ای منزوی از لحاظ اجتماعی بزرگ شده است. یا به دلایلی مانند هوش زیاد، تفاوت ظاهر، گرایش جنسی، سابقه خانوادگی خاص، مذهب احساس می کند نسبت به سایر افراد جامعه اش متفاوت است.

فرد مبتلا به طرحواره مذکور حس می کند از بقیه جهان جدا شده و با دیگر افراد بیگانه است. از این رو از تماس های اجتماعی و موقعیت های اجتماعی دوری می کند.

۲. نداشتن ثبات و حس رهاشدگی

این طرحواره با بی ثباتی و غیر قابل پیش بینی بودن در روابط توصیف می گردد. افرادی که دارای این طرحواره هستند، حس نگرانی دائمی درباره از دست دادن عزیزانشان را دارند. این افراد برای جلوگیری از هر نوع طردشدگی، بی ثباتی و قطع روابط تمایل دارند در روابط خود را نیازمند و چسبیده نشان دهند.

این گروه از افراد علاوه بر تلاش های شدید برای پیشگیری از رها شدن توسط عزیزان خود، غالبا تصمیم می گیرند با کسی وارد رابطه گردند که نمی توان نیاز تعهد و امنیت برای آن ها را فراهم نماید. به صورت متناقضی این افراد از رهاشدگی می ترسند ولی شریک هایی را برمی گزینند که به احتمال بیشتری آن ها را رها می کنند.

۳. نداشتن اعتماد متقابل

فردی که طرحواره بی اعتمادی متقابل دارد به دیگران اعتماد نداشته و از این رو از آن ها بدترین چیزها را انتظار دارد. این طرحواره بر این باور پایدار است که فرد مدام به نحوی مورد بدرفتاری سایرین قرار می گیرد. به طور مثال دیگران را متقلب، دروغگو و فرصت طلب فرض می کند.

این افراد غالبا شکاک هستند. آن ها نسبت به سو استفاده بیش از حد هوشیار بوده و اعتقاد دارند دیگران خواسته یا ناخواسته به علت خودخواهی یا بی احتیاطی به آن ها آسیب می زنند. این گروه از افراد اغلب از صمیمی شدن با دیگران خودداری می کنند. و معمولا دنیای درونی خود را با کسی به اشتراک نمی گذارند.

۴. محرومیت هیجانی

افراد با طرحواره محرومیت هیجانی دوست دارند تا نیازهای عاطفی خود را نادیده انگارند. همچنین عقیده دارند که احساسات مهم نبوده یا افراد قوی و مستقل چنین نیازهایی ندارد. این گروه از افراد به طور معمول نشانه های روانی مانند غم و تنهایی، افسردگی و حتی علائم جسمی مختلفی را بروز می دهند. این طرحواره هنگامی ایجاد می شود که نیازهای فرد به عشق، درک و راهنمایی توسط افراد نزدیک و هم تامین نشود.

۵. وابستگی و بی کفایت بودن

در این طرحواره فرد تصور می کند که بدون کمک دیگران قادر به انجام مسئولیت های روزانه به خوبی نیست. به طور مثال نمی تواند از خود به خوبی مراقبت کند، درست قضاوت کند، مشکلات روزمره را حل کند یا وظایف جدید را انجام دهد. این فرد به طور معمول انسانی درمانده جلوه می کند.

۶. احساس نقص داشتن و شرم

افراد با این طرحواره معتقدند که در یک خصوصیت یا ویژگی دارای نقص اساسی هستند. به طور مثال این نقص ها می تواند به ظاهر فیزیکی، شخصیت یا رفتار اجتماعی مربوط باشد. افراد مبتلا به طرحواره مذکور درباره نقص های درک شده حس شرم عمیقی دارند. همچنین حس می کنند که ارزش احترام و عشق ندارند و از افشای عیب های خود ترس شدیدی دارند.

این افراد دائما حس ناامنی شدید داشته و بزرگسالانی که درگیر این طرحواره اند، نگران هستند که اگر به کسی نزدیک می شوند، عیب آن ها فاش نشود. از این رو از روابط نزدیک یا تماس های اجتماعی اجتناب می کنند. این گروه در روابط صمیمی خود هم اغلب شریکی انتخاب می کنند که به آن ها احترام نگذاشته با آن ها رفتار خوبی ندارد.

سبک های مقابله ای طرحواره

در اسکیما تراپی به واکنش های فرد به اسکیماها، روش های مقابله ای اطلاق می شود. روش های مقابله ای شامل احساسات، افکار یا رفتار می باشد. روش های مقابله ای به عنوان راهی جهت اجتناب از احساسات دردناک و طاقت فرسا که به خاطر یک طرحواره خاص تجربه می شوند، بروز می یابند.

شیوه های مقابله ای می توانند در دوران کودکی سودمند باشند زیرا ابزاری برای بقا می باشند اما در بزرگسالی سبب تقویت اسکیماهای ناسالم می شوند. هیچ قانون قوی درباره این که طرحواره های مختلف به شیوه های مقابله ای خاصی منجر می گردند، وجود ندارد.

سبک های مقابله ای ممکن است با توجه به خلق و خوی کلی یا حتی ها روش های مقابله ای باشد که از پدر و مادر خود فرا گرفته اید. به این ترتیب سبک های مقابله ای در افراد مختلف، متفاوت می باشد. دو نفر می توانند به اسکیماهای مشابه، به شیوه های خیلی متفاوتی پاسخ بدهند. در ضمن این روشها می توانند در طول زمان تغییر نمایند. سه سبک مقابله ای اصلی شامل موارد ذیل است:

۱. تسلیم

این سبک مقابله ای به معنی پذیرش یک طرحواره و بها دادن به آن می باشد. روش تسلیم به طور معمول منجر به رفتاری می گردد که الگوی اسکیما را تقویت نموده یا ادامه می دهد.

۲. خودداری

به تلاش برای زندگی بدون یک طرحواره خاص، خودداری می گویند. ممکن است از موقعیت ها یا فعالیت هایی که شاید می توانند سبب ایجاد طرحواره شوند یا در شما حس آسیب پذیری به وجود آورند، خودداری کنید. این سبک ممکن است فرد را مستعد مصرف مواد، رفتارهای پرخطر یا اجباری و دیگر رفتارهایی نماید که سبب حواس پرتی می شوند.

۳. جبران افراطی

جبران افراطی به معنی تلاش برای مقابله با یک اسکیما توسط عمل در جهت مخالف با آن می باشد. این روش اغلب منجر به اعمال و رفتارهایی می شود که به نحوی تهاجمی یا بیش از حد به نظر می رسد. جبران افراطی ممکن است بر رفتار فرد با دیگران نیز تاثیر بگذارد.

طرحواره درمانی مناسب چه افرادی است؟

اسکیما تراپی یا طرحواره درمانی در درمان افسردگی مزمن، اضطراب و مشکلات روابط عاطفی و اجتماعی می تواند مورد استفاده واقع شود. این روش درمانی در زمینه های متعدد روان درمانی نیز کاربرد دارد.

به طور مثال به مصرف کنندگان مواد مخدر کمک کرده بعد از ترک دوباره به آن بازنگردند یا در بهبودی افرادی که از اختلال شخصیت مثل اختلال شخصیت مرزی رنج می برند، موثر واقع شود. ضمنا افرادی که مشکلات و ناراحتی های روانی آن ها با دیگر روش های درمانی از جمله روان درمان شناختی پاسخ نداده، می توانند از این شیوه درمانی بهره مند شوند.

منبع : آرگا


مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.