دسته ها
دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱

متن زیبا در مورد خانه قدیمی و خانه پدری

  • مهتاب علی پناه
  • ۵ تیر ۱۴۰۱
  • ۰

همانطور که می دانید خانه های قدیمی برای بسیاری از افراد یادآور خاطرات زیبا و خوش می باشد که در مورد آن متن و جملات زیبایی وجود دارد که در این مقاله مجموعه ای از متن در مورد خانه های قدیمی را در اختیارتان خواهیم گذاشت.

خانه سرشار از عشق و امنیت می باشد و در حقیقت پناهگاهی به منظور فرار از خستگی های روزمره است که خانه های قدیمی یاد آور دوران کودکی هر فرد می باشد که متن و جملات ناب کوتاه در مورد خانه قدیمی گفته شده است که  بهتر است تا پایان مطلب متن در مورد خانه قدیمی همراه ما باشید.

مجموعه ای از متن در مورد خانه قدیمی

مجموعه ای از متن در مورد خانه قدیمی با مفهوم دلنشین

شاید برای شما نیز پیش آمده است که درباره خانه قدیمی تمایل به مطالعه متن و اشعار زیبا داشته باشید و یا از آن در شبکه های اجتماعی نیز استفاده کنید به همین خاطر، در این مقاله مجموعه ای از متن درباره خانه قدیمی را گرد اوری کرده ایم و در اختیار شما دوستان عزیز قرار داده ایم.

متن بسیار زیبا درباره خانه قدیمی

  •  تصفیه آب خانگی
  •  بلیط کیش

 

متن زیبا درباره خانه قدیمی

به دنبال پروانه ای

خانه را گم کرده بودیم

  •  مبل و میز
  •  قاصدک 24

و به دنبالش

دنباله ی هم را…

*****

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه‌​های عجب زیر دام و دانه توست

*****

من فکر می کنم در غیاب ِ تو
همه ی ِ خانه های ِ جهان خالیست

*****

بی تو من ماندم و این خانه و این سرنوشت
بی تو من دیگر نمیدانم چه باید گفت و چه باید نوشت…

*****

آبی یعنی آرامش…

کاش سقف خانه‌ی کوچکمان آبی بود..

اگر بود.. انتظار رنگ دیگری داشت:… رنگ آرامش

*****

کاش آرام بگیرد دل دیوانه
کاش آتش نکشد طاق ودر این خانه

کاش کمتر طلب یار دل آزار کند
کاش منت نکشد گلشن خود خارکند

کاش اَشکش سرازیر نگردد زِغمت
کاش قلبش به درآورده نگوید سخنت

*****

هر چه خانه را می تکانیم
خاطره های
خالی از هم خاطره ها
بیرون نمی ریزند
چگونه توانستیم
اینهمه سال دوام بیاوریم ؟
در دنیایی
که هیچ چیزش
دوامی نداشت
آنها که گفته بودیم «بی تو می میرم»
مرده اند
و چه کرگدنهای پوست کلفتی بوده
دلهای ما !

*****

قدیمیا خوب فهمیده بودن از زندگی چی میخوان
حیاط
حوض
آسمون
چندتایی درخت که به وقت و فصلش
میوه هاشونو بچینی و بشینی لب حوض لذتشو ببری
همینقدر ساده و قشنگ …

*****

خونه ها قدیما
مدرن نبود
ولی تا دلت بخواد
گرما داشت
صفا داشت
محبت داشت
و مهربونی بود

*****

متن ناب کوتاه درباره خانه قدیمی

متن ناب کوتاه و طولانی در مورد خانه قدیمی

مرا بازگردان،
به جایی که بودم
پیش از دیدار تو!
آن‌گاه، سفر کن …

****

قدیما توی خونه ها ؛نور بود، عشق بود ،رنگ بود ،زندگی بود …
بینِ آدمها صفا و صمیمیت بود ،بالاترین حدِ رفاقت و معرفت بود …
همون قدیمها که نسلِ من ندید و نزیست اما زیاد خوند و فهمید و حس کرد توی قصه ها و کتابها و پای حرفِ بزرگترها ،
پا به پای آلبومِ عکسها و دفترچه ی نوشته ها و خاطراتِ اهالیِ قدیم…

*****

پاهایمان را به اندازه کدامین
گلیم نداشته دراز کنیم
وقتیکه خانه قحطی زده مان
شالوده سُستی از فقر دارد…

*****

ابریشم سیاه دو چشمت

یاد آور شبی زمستانی است

من بی ردا

بدون وحشت دشنه

شادمانه خواب می رفتم

ابریشم سیاه دو چشمت

خانه ی من است

آن خانه ای

که در آن خواب می روم

و می میرم.

*****

هر چه خانه را می تکانیم
خاطره های
خالی از هم خاطره ها
بیرون نمی ریزند
چگونه توانستیم
اینهمه سال دوام بیاوریم ؟
در دنیایی
که هیچ چیزش
دوامی نداشت
آنها که گفته بودیم «بی تو می میرم»
مرده اند
و چه کرگدنهای پوست کلفتی بوده
دلهای ما !

*****

بعضی روزها عجیب بوی تو را می دهند

دلتنگی کنج خانه می نشیند

زل می زند به چشمانم

و یادت را بر سینه ام می فشارد

*****

خانه ای آنجا بود
پیرایه نداشت!
ازسادگی اش
پنجره های چوبی اش
شرم نداشت
درختان انار
انجیری
که تناور شده بود!
سبزی وشکوفه شان
نشان بهار
برگ های سرخ وزرد
پاییز
با مدادهای رنگی اش آمده است!
شاخه ها خیس آب
زمستان شده است
خانه
دگر آنجا نیست!
نه درخت
نه زمستان
نه خزان
نشانی ز بهار پیدانیست!

*****

متن درباره خانه قدیمی

جملات خاص و زیبا در مورد خانه قدیمی

خاطرات خانه پدری را یاد دارم

آن همه مهر و صفا را در دلم جا دادم

دلم می گیرد برای روزی، که نباشم در خانه پدری

دلم تنگ می شود برای خنده های قه قهی

یاد ایامی افتادم که باید بروم

کوله بارم را ببندم، با تو از این خانه روم

این بار حیاط خانه ام رنگ دگری می گیرد

بوی گل شمعدانی را گلهای رز می گیرد

از خانه ی پدری می نویسم

گریه ام می گیرد

عزیزی دست مرا می گیرد

بوسه بر گونه هایم می زند

او نیز می گرید

*****

قدیما توی خونه ها ؛نور بود، عشق بود ،رنگ بود ،زندگی بود …
بینِ آدمها صفا و صمیمیت بود ،بالاترین حدِ رفاقت و معرفت بود …
همون قدیمها که نسلِ من ندید و نزیست اما زیاد خوند و فهمید و حس کرد توی قصه ها و کتابها و پای حرفِ بزرگترها ،
پا به پای آلبومِ عکسها و دفترچه ی نوشته ها و خاطراتِ اهالیِ قدیم…

*****

جملات زیبا در مورد خانه قدیمی

در صورت تمایل با کلیک بر روی متن زیبا در مورد روستا و متن درباره رودخانه می توانید جملات زیبا با مفهوم دلشنین را مشاهده کنید.

منبع : آرگا


مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.