خانواده اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی می باشد که هر فردی در آن متولد می شود و محققین گروه اجتماعی خانواده را گروهی از افراد تلقی می کنند که روابط آن ها بر اساس هم خون بودن شکل می گیرد و برخی از جامعه شناسان نیز فرزند پذیری را هم در تعریف یک خانواده مطرح کرده اند. در اسلام نیز خانواده با ازدواج شرعی یک زن و مرد به رسمیت شناخته می شود. شعر درباره خانواده از انواع اشعار با مضمون پرمحتوا می باشد و برخی از شاعران این اشعار را به صورت شعر نو سروده اند.
شعر درباره خانواده با ابیاتی زیبا و مفهومی
برخی از افراد به مطالعه اشعار با مضامین مختلف علاقه مند هستند و اگر شما نیز جزء این دسته از افراد می باشید می توانید در زمان فراغت خود شعر در مورد گذر عمر و شعر در مورد خدا و شعر در مورد خانواده و … را مطالعه نمایید.

شعر در وصف خانواده
چه آروم و چه خوبه ، چه قد دورم شلوغه !!!
پدر، مادر، برادر
نشسته در کنارم عزیز دردونه خواهر
پدر این مرد خونه، به فکر آب و نونه
واسه آینده ما همش دل ناگرونه
یه وقتایی که خستس، دل از دنیا شکستس
به ما چیزی نمیگه، پدر بس مهربونه
به پاکی دو دیده به قلب صاف سینه
به فرزندان و همسرپدر عاشق ترینه
میاره روزی پاک واسه ما اهل خونه
تو این روزوشب سخت ، تو این جورزمونه
خد ایا ازتو خواهم ، به آوایی پر ازدرد
نباشد هیچ مردی شود محتاج نامرد
بگم حالا ز مادر ، همان دلدار و یاور
همان که بوسه کارم به دستانش سراسر
ننه آرومه جونه، به فکرآرزومه
نشونم میده چاه و میگه راهم کدومه
ننه آب روونه، زلال و مهربونه
الهی که بمیرم، به جای من بمونه
بهشتی زیر پاش، خدا تو خنده هاش
به هر حال و به هر جا به فکر بچه هاش
چه آروم و چه خوبه ، چه قد دورم شلوغه !!!
پدر ،مادر ، برادر
نشسته در کنارم عزیز دردونه خواهر
چه شیرین و چه ساده
دلم آروم و شادِ
خدایاخیلی ممنون،،،
**********
بزرگتر می شوند؛
زیبا تر، قوی تر؛
دخترمان شبیه تو، پسرمان شبیه من!
به خیالت هم نمی رسد…
فرزندان نداشته ی مان، بهانه ی تو را می گیرند!
در باورشان هم نمی گنجد،
مادرشان پشتِ نوشتن قصه ای ،گم شده است!
فرزندان نداشته ی مان،
هر روز بزرگ تر می شوند،

شعر نو درباره خانواده
خانه یعنی داشتن جایی برای رفتن به آن
خانواده یعنی داشتن کسی که به تو عشق می ورزدخانواده یعنی عشق، یعنی جریان زندگی
و داشتن هر دوی آن ها نعمت و خوشبختی است…
**********
تایید می کند
هر آنچه را می گویم
دوست دارد
کسی را که به او عشق می ورزم
می سوزد با آهی که از درون می کشم
و می سازد با اخلاقی که تا ثریا خراب آباد است
از محبت های او زنده می شود دلی که خفته است
ز بهر چه تنهایم نمی گذارد
شاید . . .
شاید آن هم از تنهایی شقایق رنجور است
شاید آن هم طاقت اشکهای رفته را ندارد
و حرمت خونبهای رفته را به خم ابرویی نمی شکند
از خود و خانواده ام می گویم !!!
خانواده دو نفره من . . .
تشکیل شده از یک روح و دو جسم
حس هایی که به میل یکی شدند

شعری دلنشین در مورد خانواده
۵.شوهری گفت به زن کی جانم!
وی عزیز دل من ایمانم
من و تو عاشق دلدار همیم
از دل و جان خریدار همیم
دوست دارم که بدانم حالا
خانوادست ویا من/ بالا؟
زن نگاه کرد به اطراف خودش
مبل و فر نیچر و اکناف خودش
منرلش بود چو قصر زرین
نیست کمبود ز چیزی به یقین
پول هنگفت به دستکولش دید
از دل جان به تناول خندید
پدر و مادر خود یاد آورد
نگهش بر در و دیوار سترد
گفت بر شوهر با مهر وفا
که تویی همسر من ای والا
چه سوالی ست که از من کردی
مقصدت جیست؟ تو آخر مردی!
شوهرم! هم سفر و یار منی
همه جا مونس و غم خوار منی
چه گنه سر زده از من جانم
چه سوالی ست ولی کی دانم
یاد دارم که مرا مادر من
از دل و جان شده جان پر ور من
شیره از جان به دهن داده مرا
حرمت عشق به تن داده مرا
پدرم یاور و یارم بوده
همت قلب فگارم بوده
خواهرم مونس و همراز من است
گه گهی مونس و دمساز من است
و برادر که به من غم خوار است
گاه و بیگاه برایم یار است
طفل بودم در آغوش پدر
تو نبودی به برم ای همسر!
دست من درتی دستان پدر
به قدمها تو نبودی رهبر
میفتادم گهی بر روی زمین
مادرم داشت بخود صد نفرین
آن زمانم تو نبودی در بر
پدر و مادر من بود به سر
آن زمانم تو نبودی رهبر
زبری راحت من خا نهء من
غم من خانه و کاشانهء من
خانواده به کجا تو به کجا
بعد اینها شده ای تو پیدا
ارزش و حر مت انسان دارم
تو نگویی دل نادان دارم
پدرم دست تو در دستم داد
کمرم بست وامید نهاد
من و تو یاور و غم خوار همیم
تا جهان هست وفادار همیم
لیک فا میل مرا فا میل است

در این مطلب مجموعه ای خواندنی و بی نظیر از چند شعر ناب درباره خانواده را پیش رو داشتید که امیدواریم از مطالعه این اشعار نهایت بهره را برده باشید.
منبع : آرگا





















