دسته ها
دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

دلنوشته درباره باران با متن ها و جملات پراحساس بارانی

  • مهتاب علی پناه
  • ۹ خرداد ۱۴۰۵
  • ۰

باران، پدیده‌ ای جوی و عنصری حیاتی، نقش بسزایی در تعادل اکوسیستم‌ های زمینی ایفا می‌ کند و اکثر شاعران از باران در شعر های خود استفاده می کنند و در این مقاله دلنوشته درباره باران را در اختیارتان گذاشته ایم.

ریزش باران فرآیندی پیچیده است که با چرخه آب در طبیعت گره خورده و منجر به تغذیه منابع آبی، تقویت پوشش گیاهی و بهبود کیفیت خاک می‌ گردد.از منظر زیست محیطی، باران عاملی کلیدی در تداوم حیات و حفظ تنوع زیستی محسوب می‌ شود. نزولات آسمانی، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، نقشی حیاتی در تأمین آب مورد نیاز کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی بر عهده دارند. همچنین، تأثیر باران بر پاکسازی هوا از آلاینده ها و کاهش دما، به ویژه در فصول گرم، مشهود است که در مورد باران دلنوشته های نابی گفته شده است که می توانید در شبکه های اجتماعی نیز از آن ها استفاده کنید.

دلنوشته های ناب و احساسی درباره باران

علاوه بر جنبه های علمی و زیست محیطی، باران در فرهنگ و ادبیات بسیاری از جوامع نیز جایگاه ویژه‌ ای دارد. این پدیده طبیعی، اغلب به عنوان نمادی از برکت، رحمت الهی و تجدید حیات مورد ستایش قرار گرفته و در آثار هنری و ادبی بازتاب یافته است که در مقاله قبلی دلنوشته درباره دریا، دلنوشته درباره کویر و دلنوشته درباره زمستان را در اختیارتان گذاشتیم.

دلنوشته درباره باران با مفاهیم ناب

جملات ناب در مورد باران

دِلِ مَـــــن
کُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــ …
وَ تُـــــو ،
آن بـــارانِ بــــی اِجــــازهِ ای ؛
کِــــه نـاگــــهــــان دَر اِحــســــاسِ مَـــــــن ،
چِـــکِّــــــه مـــــی کُـــنــــــی…

******

باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی. کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می‌آمد.

******

متن دلنشین درباره باران

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند… ؛
امروز عجیب؛
بی واژه؛
بی حصار… ؛
می خواهمت…

******

عاشق که باشی، پاییز که باشد، باران که ببارد؛ انار که هیچ سنگ هم اگر باشی دلت ترک می‌خورد.

******

متن در مورد باران با مفاهیم ناب

چقدر صبح

دوست داشتنی است

در پاییز و نمی از باران،

و نسیمی خنک،

نفس عمیق میکشم

و روزم را آغاز میکنم،

و به شکرانه هر آنچه

خدایم داده شادمانم

خدایا شکرت برای شروع دوباره

******

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک … چکار با پنجره داشت؟

******

متن احساسی درباره باران

همچنـان منتـظرم

تـا قطره های بـاران
تـو را از آن بـالا در آغوشم رهـا کننـد

یا غـرق می شوم
یا رفیـق شبهای بـارانیت می مانـم …

******

چقدر این صدا برایم آشناست؛ صدای هق هق گریه‌های آسمان را می‌گویم، صدای بارش باران را… بارها آن را از اعماق وجودم شنیده‌ام، صدایی است که رنگ تنهایی دارد بوی فراق و درد دوری.

******

باز باران بارید
خیس شد خاطره ها
مرحبا بر دل ابری هوا
هر کجا هستی باش آسمانت آبی
و تمام دلت از غصه ی دنیا خالی

******

متن دلنشین درباره باران

متن ادبی در مورد باران

همینکه بگویید : « آه , گمـــانم امروز بـاران ببــارد . »
کـافـی ست تا ابـرها دوستــتان داشتـــه باشنــد
وَ البـته شمـا را کـه چشـم به راهـشان بـوده اید

******

موهایش باد را به حرکت در می‌آورد،

دستانِ کوچک‌اش ابر‌ها را جابه‌جا می‌کرد،

قدم‌هایش جنگل می‌آفرید، لبخندش زندگی می‌بخشید،

چشم‌‌هایش را که باز می‌کرد خورشید متولّد،

و پلک‌ که رویِ هم می‌گذاشت شب آغاز میشد.

و من سال‌ها نه با او، بلکه در او زندگی‌ کردم. او باران بود

******

جملات ادبی درباره باران

دلم باران می خواهد….

بارانی آرام….

اما…طولانی…

تا دست در دست قطره هایش…و پا به پای نمناکی اش

تمام کوچه باغها را با پاهایی برهنه قدم زنم…

من بغض کنم آسمان ببارد….

آسمان بغض کند من اشک بریزم…

آن گاه هر دو آرام شویم

******

برای از بین بردن یک عدد معشوقه

نم باران کافی ست …

******

متن ناب و ادبی درباره باران

وای باران باران
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقشِ تو را خواهد شست

******

خواستم از خورشید بنویسم،

دیدم که ابر جلویش را گرفته است.

خواستم از ابر بنویسم، دیدم که شروع به باریدن کرده‌است.

خواستم از باران بنویسم، دیدم که بر روی چترهای تنها میگرید.

خواستم از تنهایی خودم بنویسم، دیدم که تو تمامِ من را ،همراه خودت برده‌ای

حتی قلم و کاغذم را…

******

دلنوشته درباره باران با مفاهیم دلنشین

کاش وقتی آسمان بارانی است

چشم را با اشک باران تر کنیم
کاش وقتی که تنها می شویم
لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم

******

و من به اندازه ‌ی

تمام باران های آمده و نیامده‌ ی

این شهر شلوغ

برای با تو بودن دلم تنگ است

******

متن ناب درباره باران

متن غمگین درباره باران

دلم بـه عظمت باران برایت دلتنگی می کند
امروز عجیب
بی واژه
بی حصار…
می خواهمت

********

آهای تو

توی این روزهای بارونی
فکری به حال جای خالیت کردی!؟

******

دلنوشته غمگین در مورد باران

قلبم را به تو هدیه دادم
در یک روز بارانی
چه گرفتم؟
دوری
جدایی
تنهایی

******

عاشق روزهای بارانی هستم

این که بی دلیل و بی هوا بدنم از قطرات تند باران خیس شود
و آب از لباس هایم بچکد
این زیباترین خواسته قلبی من است

******

متن ناب درباره باران

متن طولانی در مورد باران

میگن بارون، لحظه ها رو خاطره می کنه
میگن بارون، روی شیشه ی دل وقتی می شینه غم و از بین می بره
میگن وقتی زیر بارون دعا کنی، دعاهات قبول میشه
نمی دونم این ها راستن یا دروغ
شاید هم هر دو باشن، شاید هم نه
اما این و نمی دونم، چرا وقتی آدم ها
میان تو زندگی هم دیگه، لحظه های بارونی و باهم دارن
شادن و زیر بارون برای خودشون عاشقی می کنن،
ولی بزنه یک روز اون ادمه بره
باز هم بارون براشون همین قدر قشنگه؟
باز هم بارون انقدر دل انگیز و زیبا میشه؟
سوال ها دارم راجع به آدم هایی که زیر بارون رفتن..
نیستن و نخواهند بود
میگن بعد از رفتن آدم های مهم
بارون دیگه مثل قبل شیشه ی غم دل رو نمی شوره
پاک که هیچ
بدتر غم روی دل رو بیش تر تر می کنه!

******

هوای دلم بارانیست و دیگر این چشم ها طاقت ندارند که باران اشک ها را نگه دارند

دوست دارند ببارند آخر از اشک لبریز شده اند،
دوست دارند ببارند و گونه هایم را نوازش دهند..

******

از تاریخِ عکس هامان بیرون بیا
پای آغوشِ من در میا‌‌ن است !
شعری
نوازشی
یک استکان چای
یا هر چیزی
هر چیزی که پنجره‌های بسته را باز کند
هر چیز که خاطره ی عشق را
در گوشه گوشه‌ ی خانه زنده کند !
دل ، باران می‌‌خواهد
و شانه‌های پر اعتماد …
نیکی‌ فیروزکوهی

******

دلنوشته طولانی و ناب درباره باران

بباران صبح

نم نم
می بارد
و
تو
را به یاد می آورد
که نم نم باریدی
و ویران کردی خانه کهنه را .. !
شمس لنگرودی

******

در تمام عمر
یک بار خواستم دلتنگ اش نباشم
اول که هوا گرفته شد
بعد باد آمد
باران که بارید
من هم گریه کردم…
حسین رمضانى

******

اینجا

باد شدیدی میوزد
برگ ها تاب میخورند
پنجره ها زوزه میکشن
کلاغ ها ناله میکنند
گلدان ها بوی خاک و باران میدهند
من میدانستم
دیدن تو
آرامش قبل از طوفان بود
علی سلطانی

******

دلنوشته در مورد باران با مفاهیم دلنشین

خدا می داند

چند نفر
همین ساعت ها
توی اتاقشان باران می آید
سیل راه می افتد و
فردا صبح
مجبورند با لبخند
تظاهر کنند
که هرگز دلشان
برای هیچ کسی تنگ نمی شود
نسترن علیخانی

******

غصه می‌سوزد مرا، باران ببار

کوچه می‌خواند تو را، باران ببار

ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا، باران ببار

خاک اینجا تشنه دلتنگی است
آسمان را کن رها، باران ببار

باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما، باران ببار

******

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم

و ز باران، کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم

سخن از عشق، خود به خود زیباست
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی به دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم

سالکم قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بیا قدم بزنیم
مجتبی کاشانی

******

متن زیبا درباره باران

شما عزیزان در صورت تمایل می توانید از متن های گفته شده در این مقاله در شبکه های اجتماعی نیز استفاده کنید.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *