دسته ها
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱

گلچین اشعار جمال ثریا با محتوای زیبا

  • مهتاب علی پناه
  • ۹ مرداد ۱۴۰۱
  • ۰

جمال الدین صبر معروف به جمال ثریا یکی از شاعران و نویسندگان مشهور است که اشعار زیبا و خاصی سروده است که در این مقاله گلچینی از اشعار جمال ثریا را در اختیارتان خواهیم گذاشت.

جمال ثریا اشعار ناب با مفهوم دلنشینی را سروده اند که بسیار زیبا و خاص هستند که اکثر افراد به مطالعه اشعار ایشان علاقه دارند بنابراین بهتر است تا پایان مطلب اشعار جمال ثریا همراه ما باشید.

شعر با مفهوم ناب از جمال ثریا

  •  تصفیه آب خانگی
  •  بلیط کیش

مجموعه ای از اشعار جمال ثریا

شاعران زیادی هستند که اشعار زیبایی سروده اند و یکی از شاعران معروف جمال ثریا است که در مورد موضوعات مختلف اشعار ناب و خاصی را سروده اند و در این مقاله مجموعه ای از اشعار جمال ثریا را در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد.

شعر زیبا از جمال ثریا

در میانه‌های گلِ رز گریه می‌کنم
و هر شب که در میانه‌ی کوچه می‌میرم
روبه‌روی‌ام را
و پشت سرم را نمی‌شناسم
و کاهشِ چشمانت را
که مرا سرِ پا نگه داشته‌اند
احساس می‌کنم

دست‌های تو را می‌گیرم
دست‌های تو را که سفیدند و
باز هم سفیدند و
باز هم
از این‌همه سفیدیِ دست‌های تو می‌ترسم
قطار اندکی در ایستگاه توقف می‌کند
و من آن کسی که گاهی ایستگاه را پیدا نمی‌کند

  •  مبل و میز
  •  قاصدک 24

گل رز را می‌گیرم
آن را به چهره می‌رسانم
هر چه باشد این گل رز به کوچه افتاده است
دست‌ خود را
و بال خود را می‌شکنم
خون به پا می‌شود
غوغا به راه می‌افتد
گروه نوازندگان دست به کار می‌شوند
و یک کولیِ کاملن جدید
در نوک سرنا

مترجم : ابوالفضل پاشا

******

تو را به آغوش می کشم
و نفسم به پرنده ای سرخ می ماند
که در آسمان طلایی گیسوانت
به پرواز درآمده است
و به اسبی سرخ
که تمام تن ات را به تاخت
می پیماید
شب های دلدادگی بسیار کوتاه است
محبوبم
چهار نعل باید عاشقی کرد

ترجمه : هادی دهقانی

*****

زیر نور ماه نشستیم
از دستانت بوسیدم تو را
برخاستیم از زمین
از لبانت بوسیدم تو را
ایستادی در چارچوب درب
از نفس هایت بوسیدم تو را
کودکانی بودند در حیاط
از کودکیت بوسیدم تو را
به خانه ام بردم به تخت خوابم
از ظرافت پاهایت بوسیدم تو را
در خانهِ دیگری اتفاقی دیدم ات
از مغز استخوانت بوسیدم تو را
آخر سر تو را به خیابان ها بردم
از آفتاب وجودت بوسیدم تو را

ترجمه : سیامک تقی زاده

*****

گلچینی از اشعار جمال ثریا

شعر زیبا و جالب از جمال ثریا

تو را از دور دوست می دارم
بی آنکه عطرت را بگیرم
به گردنت بیاویزم
صورتت را بنوازم
تنها دوستت دارم
همانطور از دور دوستت می دارم
بی آنکه دستت را برگیرم
دلت را به دست ارم
در عمق چشمانت غرق شوم
تو انگاری عناد به عشقهای چند روزه
تو را نه مثل یک ولگرد بلکه مثل یک مرد دوست دارم
همانطور از دور دوستت دارم
بی آنکه پاک کنم اشکی را که از گونه ات فرو می افتد
بی آنکه قهقهه خنده هایت را شریک شوم
و آهنگ محبوبمان را با تو زمزمه کنم
همانطور از دور دوستت می دارم
بی آنکه بشکنم
بریزم
خرد کنم
برنجانم
بی آنکه به گریانم
از دور دوستت می دارم
همانطور از دور دوستت می دارم
و هر کلمه را که “دوستت دارم” می گوید
در نوک زبانم می شکنم
من تو را به سپیدی معصوم کاغذی دوست دارم
که قطره قطره کلماتم بر او می چکند

مترجم : نیما یوسفی و تورگوت سای

*****

اگر یکروز از من بپرسند
قویترین انسان های دنیا
چه کسانی هستند ؟
جواب می دهم
زنانی که تنهایی را یاد گرفته اند

جمال ثریا
مترجم : سیامک تقی زاده

*****

شعر زیبا از جمال ثریا

شعر ناب و خاص از جمال ثریا

از تو تنها یک خواسته دارم
عطرش را
موهایش را
حتی اگرممکن است
خودش را هم برایم بیاور
ای باد

*****

می دانی در صدایت چیست
وسط یک باغچه
گُل یخ با حریر آبی
برای سیگار کشیدن
به طبقه یِ بالا می روی

می دانی در صدایت چیست
زبانِ ترکیِ بی خواب
از کارت راضی نیستی
این شهر را دوست نداری
مردی روزنامه اش را تا می کند

می دانی در صدایت چیست
بوسه هایِ قدیمی
شیشه یِ یخ بسته یِ حمام
چند روزی ناپدید شدی
ترانه یِ دورانِ مدرسه هست

می دانی در صدایت چیست
خانه ای آشفته
هر بار دستت را بر موهایت می کشی
تنهاییِ پریشان در باد را
مرتب می کنی

می دانی در صدایت چیست
کلمه هایی ناگفته
شاید چیزهایی کوچک
اما در این ساعتِ روز
مثلِ بناهایِ یادبود می ایستند

می دانی در صدایت چیست
کلمه هایی ناگفته

*****

خم شدم آرام
دم گوش قلمم
و به او گفتم
اگر یکبار دیگر اسم او را بنویسی
تو را هم می شکنم

مترجم : سینا هولاسی عباسی

*****

مرا دوست داشته باش
همچون
گذشتن از این سو به آن سوی خیابان
نخست
به من نگاه کن
بعد مرا
و سپس باز هم مرا
نگاه کن

ترجمه : علیرضا شعبانی

*****

همین که فراموشش می کنم
و تمام می شود
آهنگی بخش می شود
آهنگ محبوب او
یا کسی می خندد
شبیه خنده او
یا کسی عطرش را می فشارد
و پخش می شود در هوا عطر او
بدین سان به یاد می رود
کل فراموش کردن هایم

ترجمه : علیرضا شعبانی

*****

ام این آتش ، تنها عشق بود
و عمری که داشت زیر سایه ی این سه حرف
رو به زوال می رفت

هزاران هزار نیستی در این سه حرف
هزاران ترک شدن در سه حرف
نامش تو بود
و اگر می ماندی ، ما می شد

مرا ببخش
نباید دوستت می داشتم

ترجمه‌ : سیامک تقی زاده

******

شعر با مفهوم ناب از جمال ثریا

شعر های ناب کوتاه و طولانی جمال ثریا با مفاهیم خاص

فاصله ها هرگز
مانعی برای دوست داشتن
برای عشق نیستند
درست
اما اگر من اینجا گریه کنم
آیا در دوردست ها
گونه های تو خیس خواهند شد ؟

مترجم : سیامک تقی‌زاده

*****

ای کاش پیش از اینکه
کسی را کاملا از دست دهیم
می توانستیم
تمام عشق مان را
بر او فریاد بزنیم

مترجم : سیامک تقی زاده

*****

دنبال مقصر می گردی
راه دوری نرو
غیر از خودت کسی تقصیری نداشت
او فقط به تو کمی امید داد
تو در مقابل
همه چیزت را

مترجم : سیامک تقی‌زاده

*****

باران هم اگر می شدی
در بین هزاران قطره
تو را
با جام بلورینی می گرفتم
می ترسیدم
چرا که خاک
هر آنچه را که بگیرد
پس نمی دهد

مترجم : سینا عباسی

*****

روزهاى مدیدى
نه مى نویسد
نه مى پرسد
و نه سراغى مى گیرد

اما یک روز مى آید
و تنها با یک سلام
باز هم اوست که برنده مى شود

مترجم : سیامک تقی زاده

*****
اگر مى خواهى احساس مرا بدانى
به سایه ات نگاه کن
نزدیک به توام
حال که هرگز نمى توانم لمس ات کنم

مترجم : سیامک تقی زاده

*****

مجموعه ای از اشعار جمال ثریا

در پایان به شما دوستان پیشنهاد می کنیم با کلیک بر روی اشعار اقبال لاهوری و اشعار جواد منفرد می توانید اشعار زیبا دیگر را مشاهده کنید.

منبع : آرگا


مطالب مرتبط
مطالب داغ
همچنین ببینید
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.