دسته ها
یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷

داستان حضرت ایوب برای کودکان با بیانی شیرین و ساده

  • ندا خوشرو
  • ۳۰ آبان ۱۳۹۷
  • ۰

داستان حضرت ایوب از انواع داستان های قرآنی و آموزنده است و اگر شما تمایل دارید کودکان را با مفهوم صبر و بردباری آشنا سازید بهتر است این داستان را برای آن ها بازگو کنید.

حضرت ایوب نوه حضرت ابراهیم و از انبیاء الهی است که صبر وی در برابر بلایا و مریضی شهرت بسیار زیادی دارد و در قرآن کریم آمده است که خداوند متعال وی را به داغ فرزند و ناراحتی های جسمانی مبتلا کرد و همه مال و اموال آن حضرت از بین رفت ولی وی از همه این امتحان ها سربلند بیرون آمد و داستان حضرت ایوب و صبر طولانی او امروزه در بسیاری از کتاب های اسلامی و قرآن ذکر شده است که مطالعه این داستان می تواند کودکان را با مفهوم صبر و بردباری آشنا سازد و به آن تجربه های زیادی را بیاموزد. 

داستان حضرت ایوب برای کودکان دختر و پسر

 داستان حضرت موسی و داستان حضرت ابراهیم و داستان امامان از انواع داستان های مذهبی کودکانه هستند و اگر شما تمایل دارید کودکان را با زندگی پیامبران و امامان آشنا سازید بهتر است این داستان ها را در مهدکودک و پیش دبستانی برای آن ها بخوانید. در ادامه این مطلب داستان حضرت ایوب برای کودکان را مطالعه خواهید کرد که امیدواریم این داستان مورد توجه بچه های عزیز قرار بگیرد.

داستان صبر ایوب

قصه حضرت ایوب

ایوب در یکی از نواحی شام به نام بثنه زندگی می کرده است و ۷ سال در آن شهر به عبادت و پرستش خداوند مردم را تبلیغ می نموده و فقط سرانجام ۳ نفر دعوت او را اجابت نموده اند. وی یکی از پیامبران است که قرآن نبوت و پیامبری او را بیان کرده است. او فردی مهربان و با تقوا بوده و در مهمان نوازی شهرت داشته و قوم خود را به پرستش خدا دعوت می نموده است.
ایشان دارای مال فراوانی بوده و دارای خدمه و حشم فراوانی بوده است.

قصه حضرت ایوب

اوقاتی بر او گذشت که همه اموال خود را از دست داد و به انواع بلایا و امراض مبتلا گشت و جز زبانش که به ذکر خدا مشغول بود عضو سالمی برایش نماند ولی او در تمامی این مراحل صبر نمود و ناله نکرد.

داستان صبر ایوب برای کودکان
بیماری او آنقدر طولانی شد که هیچکس با او هیچ رابطه نداشت و به خاطر بیماری اش او را از شهر بیرون نمودند و جز همسرش هیچکس دیگر به او مهربانی ننمود و در راه نگهداری و مراقبت از او تمام مال و دارایی خود را از دست داد تا جایی که مجبور شد برای گذران زندگی برای مردم کار کند. همه این گرفتاری ها صبر ایوب را زیاد کرد تا آنجایی که صبر او زبانزد خاص و عام شد.

داستان زندگی حضرت ایوب
او بین ۷ تا ۱۸ سال به طور دائم در رنج و عذاب بود و همه او را شماتت می کردند. خدای متعال نحوه شفا یافتن او را چنین بیان نموده: ای ایوب! با پای خود به زمین بکوب.

داستان زیبا حضرت ایوب

آن حضرت نیز چنین نمود و به دستور خداوند چشمه ای از آب سرد جوشید و به فرمان خداوند از آن آب نوشید و بدن خود را در آن شستشو داد و تمام امراضش اینگونه از بین رفت.

داستان زیبا و شنیدنی حضرت ایوب

ماجرای تنبیه همسر حضرت ایوب

روایت شده که شیطان یک روز به صورت طبیبی بر همسر ایوب ظاهر شد و گفت: من شوهر تو را درمان می کنم به این شرط که وقتی شفا یافت به من بگوید تنها عامل سلامتی من تو بوده ای و هیچ مزد دیگری نمی خواهم و همسر ایوب چنین نمود.
ایوب که متوجه دام شیطان بود سخت برآشفت و سوگند یاد کرد که اگر سلامتی خود را بازیافت صد تازیانه به همسرش بزند و او را تنبیه کند. وقتی که ایوب سلامتی خود را به دست آورد برای اینکه به سوگند خود عمل کند قصد تنبیه او را داشت که به فرمان خداوند و به پاس جبران زحمات همسرش بسته هایی از گندم و یا خرما را که شامل صد شاخه بود بدست گرفت و یکبار به او زد و به سوگندش عمل نمود.

داستان حضرت ایوب

در این مطلب داستان حضرت ایوب را برای کودکان دختر و پسر گردآوری کردیم که امیدواریم بچه های دوست داشتنی از مطالعه این داستان زیبا نهایت لذت را ببرند و از این داستان درس های آموزنده ای را برای زندگی شان بگیرند.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
مطالب پیشنهادی
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.