دسته ها
پنج شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷

لطیفه های خنده دار کوتاه و جدید برای کودکان

  • زهرا قشقایی
  • ۱ شهریور ۱۳۹۶
  • ۰

سری جدید و جذاب لطیفه های خنده دار کوتاه و جدید برای کودکان را در این مطلب گرد آوری کرده ایم، لطیفه های زیبا را برای کودکان بخوانید تا از این لطیفه های زیبا لذت ببرند.

تعریف کردن لطیفه یکی از سرگرمی های جالب و دوست داشتنی برای کودکان است، مجموعه ای خواندنی و زیبا از لطیفه های کودکانه و لطیفه های خنده دار کوتاه و جدید را برای کودکان تهیه کرده ایم که می توانند بچه ها را سرگرم کنند.

لطیفه های زیبا برای کودکان

مجموعه لطیفه های خنده دار کوتاه و جدید برای کودکان :

لازم است که مادران گرامی با انواع لطیفه های خنده دار کوتاه و جدید برای سرگرم کردن کودکان آشنا شوند، در روزهای گذشته با لطیفه های خنده دار کوتاه برای سرگرم کردن بچه ها و انواع لطیفه خنده دار و بامره جدید آشنا شدید، مجموعه ای که در این مطلب برای شما تهیه کرده ایم می تواند، جالب ترین لطیفه های کوتاه خنده دار برای کودکان شما باشد.

 لطیفه کوتاه برای کودکان

معلم به بچه گفت یک کرم بکش.

دانش آموز سیب کشید.

معلم پرسید چرا سیب کشیدی؟

دانش آموز جواب داد کرمه توی سیب قایم شده خانم

****

لطیفه خنده دار و جالب

پزشک : خوب پسرم! حالا باید دندانهایت را امتحان کنم.

پسر بچه : آقای دکتر! امتحان کتبی یا شفاهی؟؟؟

****

لطیفه های جذاب و خواندنی

مارمولک گفت من مارمو من مارم.

دوستانش هم گفتند مار مار مارمولک به ما نزن هی کلک.

****

لطیفه های زیبا و جذاب

 لطیفه های خنده دار کوتاه مخصوص کودکان

پسری که تا به حال جنگل ندیده بود، با دوستش به جنگل رفت

دوستش به او گفت : اینجا جنگل است

پسر جنگل ندیده گفت : این درخت ها نمی گذارند جنگل را ببینم

****

جوک خنده دار و جدید برای کودکان

طرف جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس می کرد:تو می تونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم!

****

لطیفه بامزه و خواندنی

خانم خیلی مهربان و دختر کوچولوی خیلی مهربانش به پارک آمده بودند. آن ها از اغذیه فروشی پارک یک پیتزا خریدند اما کلاغ ها و گربه ها آمدند و بیشترش را خوردند.
خانم گفت:«حالا که همه سیر شده اند، بقیه اش را می گذاریم لب پنجره تا برادر و پدر بی زبانت بیایند بخورند!»

****

لطیفه های خنده دار کوتاه

آقای فراموشکار میره دکتر میگه آقای دکترمن فراموشی گرفته ام.
دکتر میگه:چندوقته این بیماری رو دارین؟
آقای فراموشکار میگه:کدوم بیماری؟

****

لطیفه های خنده دار کوتاه

لطیفه جذاب برای کودکان

پسر مهربان داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده، بهش میگن چرا گریه میکنی؟
میگه:دلم واسه خواننده اش میسوزه، طفلکی لال بوده!

****

لطیفه های خنده دار و بانمک کوتاه

سعید به دوستش محسن: برادرت که به خارج رفته ، از چه راهی امرار معاش می کند؟محسن : از راه نویسندگی.

سعید : چه می نویسد؟

محسن : هر ماه به پدرم نامه می نویسد تا برایش پول بفرستد.

****

لطیفه های جالب برای کودکان

قاضی:چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟

متهم:جناب قاضی! خودش می خواست، هر وقت من را می دید،می گفت یک سری به ما بزن!

****

لطیفه برای کودکان

حسن پس از شرکت در امتحانات پایان سال ، به همکلاسی اش گفت : ما می خواهیم به مسافرت برویم. لطفا نمره های مرا بپرس و اگر تجدید شده بودم ، به صورت رمزی به من خبر بده. اگر از یک درس تجدید شده بودم ، بگو : سلیم به تو سلام می رساند. اگر هم از دو درس تجدید شدم بگو : سلیم و برادرش سلام می رسانند.

حسن بعد از مدتی نامه ای از همکلاسی اش دریافت کرد که در آن نوشته بود: خانواده سلیم همگی سلام می رسانند!!

****

لطیفه های زیبا

لطیفه های جذاب و دوست داشتنی

حیف نون می ره هتل. صبح روز اول می ره توی رستوران هتل صبحانه بخوره می بینه روی تابلو نوشته: از ساعت 7 الی 11 صبحانه… از ساعت 11 الی 5 ناهار و از ساعت 5 الی 11 شب شام سرو می شود…
پیش خودش می گه: پس من کی وقت کنم برم شهر رو ببینم؟

****

لطیفه خنده دار برای بچه ها

دانش آموز: پدرم نام های مختلفی دارد. من به او می گویم بابا، مادرم می گوید پدر بچه ها، نوکرمان می گوید آقا و بقال محلمان می گوید بدحساب!

****

لطیفه های بامزه کودکان

دو هندوانه فروش نزدیک به هم بساط کرده و مشغول فروش هندوانه بودند.
اولی فریاد می زد: بیا که هندوانه دارم، قند عسل، نبات، قرمز قرمز، بیا بیا به شرط چاقو، هندوانه فروش دومی بدون این که فریاد بزند، خطاب به عابران می گفت: هرچی اون می گه منم دارم!

****

لطیفه برای کودکان

*اولی: من هر وقت چیزی در کله ام فرو رود، دیگر بیرون نمی آید و فراموش نمی کنم.
دومی: پس چرا پولی را که از من قرض گرفتی، یادت رفته و پس ندادی؟
اولی: برای این که پول در جیبم فرو رفت نه در کله ام!

****

لطیفه جذاب و خواندنی

معلم از دانش آموز خواسته که انشا درباره یک مسابقه فوتبال بنویسد. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر.

معلم از او پرسید:چرا نمی نویسی؟

دانش آموز جواب داد :نوشته ام.

معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد نوشته بود به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد.

****

لطیفه های خنده دار کوتاه

لطیفه های کوتاه و خنده دار را برای کودکان بخوانید، و از آن ها بخواهید این لطیفه ها را برای دوستانشان بازگو کنند. امیدواریم از مطالعه این لطیفه های زیبا لذت برده باشید.

منبع : آرگا

مطالب مرتبط
مطالب داغ
مطالب پیشنهادی
مشاهده دیدگاه های این مطلب
دیدگاه های مطلب
۰ دیدگاه برای این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.